تأملات دودی

«پرونده ی تجربه ی گراس» یا «من کجای زمان جا ماندم»

Posted in بدون دسته بندی by آيدين on آوریل 17, 2010

به خاطر می آورم زمانی یک سرهنگ نیروی انتظامی در خلال کنفرانسی در مورد مواد مخدر در دانشگاه ما، تلویحا گفته بود که اگر قصد امتحان مواد مخدر را دارید از گراس یا علف استفاده کنید که هم جرم کمتری نسبت به بقیه ی مواد مخدر دارد و هم اثر اعتیاد آن کمتر است.
سال آخر به شدت به سرم زده بود که گراس را امتحان کنم اما تا چند ماه پیش فرصت و موقعیتی برای آن پیش نیامد. تجربه ی گراس برای من تجربه ای به قصد کشف بود و البته ریختن قبح مصرف آن با وجود مصرف کنندگانی موجه میان دوستانم هم مزید بر علت بود. اینجا سعی می کنم این تجربه شخصی را مکتوب کنم و تأکید می کنم که اثرات آن در هر فرد می تواند متفاوت باشد.


«گراس» یا «علف» برگ گیاه شاهدانه و به صورت پودر است که با توتون سیگار مخلوط می شود و نسبت آن با توتون بستگی به نوع گراس دارد. اطلاعات حرفه ای تر در مورد آن را می توانید از اینجا ببینید. معمولا سیگار بهمن سویسی برای پیچیدن آن توصیه می شود که احتمالا به خاطر بدون اسانس بودن توتون آن یا سنگینی نسبی آن است. توتون بعد از مخلوط شدن با گراس، به سیگار خالی شده برگردانده می شود و سر آن پیچیده می شود. هنگام کشیدن باید سیگار را رو به بالا گرفت تا گراس نریزد و دود آن کم است و باید چند پک پشت هم زده و کمی در ریه نگه داشته شود. دود آن بسیار بدطعم و تا حدی تیز است به طوری که برای آنها که فیلتر قرمز نمی کشند فرو دادن آن اندکی دشوار است. همچنین بوی خاصی دارد که با دودکردنی های دیگر تفاوت محسوسی دارد.
بعد از کشیدن، تا 5-6 دقیقه هیچ اتفاقی نیافتاد و داشتم ناامید می شدم که این تجربه بی خود بود اما با کشیدن اولین سیگار کم کم نشانه های تأثیر آن نمایان شد و با سیگار دوم، گراس به تمامی خود را نشان داد.
اولین و مهمترین اثر گراس به هم ریختن حافظه است. یعنی شما به هیچ وجه نمی توانید خاطره ای که به صورت بارقه به ذهنتان می رسد را از نظر زمانی با بقیه خاطرات مقایسه کنید. در واقع شما زمان را گم می کنید یعنی گذشته و حال و حتی آنچه اتفاق افتاده و آنچه تصور کرده اید را با هم اشتباه می گیرید. ممکن است ناگهان چیزی را به خاطر بیاورید که مدتها فراموش شده است اما معمولا دو یا سه جمله ی قبل را به خاطر نمی آورید.  همچنین گاهی ناگهان خود را در خلایی حس می کنید که حتی به خاطر نمی آورید که در حال گفتن چه چیزی بودید یا طرف مقابل چه چیزی گفته است یا چیزی که می خواهید بگویید را قبلا گفته اید یا نه. خوب این خیلی بد و در عین حال خنده دار است اما خنده ی کسی که از گراس استفاده کرده فقط به این دلیل نیست. ارزش و اعتبار جریانات و مفاهیم در نظر شما عوض می شود. یعنی یک چیز خیلی معمولی ممکن است به شدت بامزه به نظر برسد، یک خاطره ی دور ناگهان بسیار مهم و لذت بخش باشد یا یک ماجرای نه چندان مهم، فاجعه بار به نظر برسد که موجب تأثر روحی شدید یا همان «فاز منفی» مصطلح می شود.
اثر دیگر بالا رفتن قدرت تمرکز روی یک مسئله است. درک موسیقی و بهتر بگویم درک هنری به طرز عجیبی بالا می رود. گراس توانایی عجیبی در نوشتن به انسان می دهد. واژه ها و ایماژها چند برابر سریعتر و زیباتر به ذهن انسان می رسد و تنها قلمی می خواهد که آنها را روی کاغذ بنشاند. مثل الهام یا اشراق ناگهان مطلب را دریافته می یابید.
اثر دیگر عدم آگاهی نسبت به اعضای بدن به خصوص دست و پا است که گاهی حتی باید با تمرکز آنها را حرکت داد. احساس سبکی که از آن یاد می شود معادل همین وضعیت است. به همین دلیل خیلی مهم است که در چه وضعیتی گراس مصرف می کنید و نسبت به خطرات ناشی از آن باید به شدت محتاط بود. تجربه ی ما در خیابان و حین قدم زدن بود که حتی کم کردن سرعت راه رفتن برای رد شدن از خیابان هم مشکل بود. البته با وجود خطرناک بودن شرایط از خنده روده بر شده بودیم. پاهایمان گرم شده بود و انرژی در آن فوران می کرد و ما می رفتیم و می رفتیم.
همچنین اشتها زیاد می شود. این احتمالا به خاطر عدم آگاهی نسبت به هشدارهای پرشدن معده به مغز است. آن شب اینقدر خوردم که نه به خاطر احساس سیری که با توجهِ اتفاقی به حجم غذای خورده شده، از خوردن دست کشیدم.


اثر فیزیکی دیگر تشنگی شدید است و بهتر است قبل از مصرف چیزی برای نوشیدن یا خوردن دم دست داشته باشید. از این خوراکی با عنوان «کره» یاد می شود. بهتر است چیزی باشد که طعم دهان را نیز بهتر کند چون همانطور که گفتم گراس طعم بدی دارد.
اثر دیگر شنیدن صداهایی در گوش است. صدای ممتد اندکی بم و یک صدای منقطع زیرتر  در زمینه ی آن شنیده می شود که البته مزاحمتی ایجاد نمی کند. همچنین در صورت دراز کشیدن ناگهان احساس می کنید که روی تخت فرو رفته و یا پهن شده اید که با کرختی شدید و سرگیجه ای ملایم همراه است و ناگهان حجم زیادی از تصاویر به ذهن شما حمله می کند. بهتر است پذیرای آنها باشید و از آنها لذت ببرید وگرنه از بستن چشمها وحشت خواهید کرد.
اما اثر گراس به چند ساعت ختم نمی شود و تا چند روز به هم ریختگی حافظه ی شما در ابعادی کوچکتر ادامه دارد. هرچند که می توانید به راحتی آن را کنترل کنید اما احتمالا مصرف مداوم آن اثرات مضمن آن را بیشتر خواهد کرد. به همین دلیل معروف است کسانی که زیاد از گراس استفاده می کنند کندذهن می شوند و گراس مغز را می خورد. در واقع آنها حافظه ای مغشوش دارند. غیر از مواردی که به خاطر داشتم و ذکر شد اثر مهم دیگری در گراس و عواقبی نیز برای من اتفاق نیافتاد. همینطور هیچ میل فیزیکی یا روانی برای مصرف مجدد نیز در مورد من ایجاد نشد.
همینجا در مورد مصرف گراس اخطار لازم را می دهم ولی اذعان می کنم احساس تعلیق در زمان حس نو و جالبی است. گسسته شدن پیوندهای تجربیات و خاطرات به درکی نو از خویشتن منجر می شود. در این وضعیت می توانید «خود» را مثل سگی میان بوته زار بی سر و ته خاطرات به هم ریخته ی خود رها کنید تا بی هدف بو بکشد و نبش قبر کند. امیدوارم از یافتن اجساد خاطرات خود وحشت نکنید. در عین حال این لحظات سازنده ی خاطره ای بی آزارند. انتهای شب میان خیابان های زرد خلوت و میزهای بتنی شطرنج، سیگارهایی که تمام شده بودند و سرخپوستی می کشیدیم. شبی به یاد ماندنی بود که امیدوارم تکرار نشود. تکرار ملال می آورد و سرخوردگی از این واقعیت که «هر اتفاق یگانه است»

Advertisements

66 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. دوستی از صنعتی said, on آوریل 17, 2010 at 7:05 ب.ظ.

    تازه گرس که چیزی نیست «چپ سوسول» برو کراک و شیشه بزن حال بیایی یا حداقل هروئین یا کک اسنیف کن.

    • آيدين said, on آوریل 20, 2010 at 2:54 ب.ظ.

      قربان اسمت برم من که نخواستمک معتاد بشم که این توصیه ها رو می کنی. همین هم با کلی سلام و صلوات و تحقیق تست کردم
      متاسفانه مصرف اعتیادوار این جور مواد مدتیه تو صنعتی زیاد شده. نگران کننده ست. امیدوارم اگه مسئولین عاقلانه برخورد نمی کنن خود دانشجوها تو مصرف عاقل باشن

  2. امین said, on آوریل 18, 2010 at 3:48 ق.ظ.

    سام نو علیکم

    آقا ما تبریک عید فرستادیمو اینا به رایانشانیه جی میلت :دی پسر خوب علف نکش ، علف نخور ، علف ….. چن بار بهت گفتم. در ثانی تو زمونه ای که همه چی جهانی شده دم از بهمن زدن خنده داره:دی من از کجا بهمن بیارم ؟ :دی برو سراغ هون دان هیل و این جور غضایا :دی در پایان که دمت گرم مطلب خوبی بود. حال اومدم. یه سوال این روزها صنعتی همه دارن زن می گیرن، شما چطور؟

    • آيدين said, on آوریل 20, 2010 at 2:59 ب.ظ.

      ما خیلی مخلصیم امین جان. نمی دونی که دلم واست یه ذره شده. من فردا علی الطوع اعزامم و الان دارم می رم زلفای پریشونم رو بریزم :دی
      عید تو هم با هزاران فرسنگ فاصله مبارک
      بهمن یه چیز دیگه ست. البته یادم نمی ره پاکت وین لایت هایی که یه شبه تموم می کردی
      آره واقعا خیلی ها زن گرفتن یا نامزد کردم. خودم هم کم کم دارم دچار عقده می شم. یا زن گرفتن اونقدر که فکر می کنم کار بزرگی نیست یا واقعا من همینقدر کوچیکم
      از موطلایی های استرالیا یه خوبشو دستچین کن زن هم می گیریم D;

  3. علي مشمولي said, on آوریل 30, 2010 at 1:00 ب.ظ.

    عجب عجب عجب …
    منم میخوام!
    ولی یه بار تو عمرم گفتم یه نخ سیگار بکشم الان باگس میگیرم .تو رو به جون چگووارا دیگه مارو هوسی نکن…
    احتمال98% توی عوالم گراس بودی که این متن رو نوشتی مخصوصن آخراش که خیلی عوالم زده بود.

    • آيدين said, on مه 13, 2010 at 2:49 ب.ظ.

      گاهی 98% هم نمی تونه حریف واقعیت بشه. راستش یادداشت هاشو روز بعد نوشتم ولی متن اصلی مدتها بعد آماده شد.
      آره، بهتره اصلا امتحانش نکنی، با روحیه ی حساس تو نگران میکنی ما را
      خوش و موفق باشی

  4. vishno-k said, on مه 12, 2010 at 12:33 ب.ظ.

    واقعا برام جالب بود که کسی در مورد گرس چیزی بنویسه. گرس چیزه عجیبیه. می دونی اگه جنبشو آدم داشته باشه و برای تجربه ی حسش انم گاه به گاه و نه هر هفته بزنه بدم نیست. من به شخصه هر چند ماه یه بار یا آخرش ماهی یه بار میز نم با بچه ها و آهنگ گوش می دیم. البته منو زیاد نمی گیره و اصلا به فردا نمی رسه. حداکثر سه ساعت دووم داره. تازه ما با سیگار قاتیش نمی کنیم. خودشو ریز می کنیم بعد با فیلتر و کاغذ سیگار درست می کنیم. 🙂 کلا چیز بد خوبیه به قول من. حالا آدمایی مثل ما که اهل فکر کردن و نوشتنن خوب کلی حال می کنن باهاش.

  5. آرین said, on اوت 9, 2010 at 6:30 ق.ظ.

    میگم یدونه مقاله مفصل هم درباره مشروبات الکلی بنویسی خوب میشه ها خیلی دقیق البته به نظرم اگه یه نفر هم در نوشتن همراهیت کنه خوب میشه

  6. محمد said, on اوت 15, 2010 at 9:21 ب.ظ.

    من یه بار شیرشو کشیدم (حشیش) – خارو مادرم امد جلو چشمام – واسه همیشه گزاشتم کنار – فقط بهتره میوه شو بخوریم (شاهدانه) تو دراز مدت تاثیر داره و حافظه رو قوی میکنه هیچ ضرری هم نداره

  7. SAID said, on اکتبر 5, 2010 at 11:43 ق.ظ.

    اقای مایی الان دیگه کسی با سیکار علف نمیکشه میریزن توپایپ میکشن گیراییشم بهتره

  8. منوچهر said, on دسامبر 4, 2010 at 7:40 ق.ظ.

    سلام دوست عزیز. نثر زیبایی داری. روان و شیوا می نویسی. تبریک می گم. در مورد گراس هم فکر می کنم با توصیفاتی که کردی من هرگز سراغه تجربه ش هم نرم. البته به طور کلی گاهی بعضی تجربیات لذت و شیرینی این زندگی کوتاه رو خیلی بیشتر می کنه و البته روحیات ریسک پذیری لازمشه.

  9. امیر said, on دسامبر 8, 2010 at 9:04 ب.ظ.

    باسلام.خواهش میکنم اگرای بوک یامقاله ای درزمینه کاشت وپرورش گراس داری برام میل کنی.قبلامتشکرم

    • آيدين said, on دسامبر 26, 2010 at 6:40 ق.ظ.

      والله من چیزیدراینمورد ندارموعلاقه ای هم بهش ندارم. من یه بار گراس رو محض پرونده سازی امتحان کردم، همین

  10. احسان said, on دسامبر 19, 2010 at 12:35 ب.ظ.

    من دیشب 4 گرم با یکی از بچه ها زدیم.بار اولم بود که میزدم خیلی حال داد .حالم عالی بود شدیدا دوست داشتم با ماشین تند برم و شدیدا از آهنگ لذت میبردم و آنگ لا تمام ادوات موسیقیش تو خونم تزریق میشد .خوب طبیعتا اون فراموشیهای لحظه ای که ذکر شدم داشتم.ولی چون زیاد زده بودم تا 1.2 شب تو خیابان قدم زدم و فکرای خیلی قشنگ مثل زدن پیانو برای سیاوش قمیشی روی سن ولم نمیکردند.ولی صبح که پا شدم همه چیز تموم شد.منم هوس دوباره نداشتم

    • ali said, on فوریه 19, 2013 at 11:26 ق.ظ.

      are khobiye weed hamine ziyad alagheye emtehan dobare nadare ensan man khodam chand vaghti 1 bar mizanam badesham on faramoshihaye lahzeyi ro dar halate adi ham ensan dare ghor
      bone hamaton beram man 😉

  11. نگار said, on ژانویه 13, 2011 at 7:43 ب.ظ.

    سلام برادرم درگیر گراس شد … واقعا متاسفم … هم برای اون هم برای بقیه جوون ها داره بر می گرده ، مشاوره می ره دعا کنین … مادرم سرطان داره و من از دار دنیا همین مادر و دارم … اونایی که می کشن به خانوادشون فکر نمی کنن … واقعا بی فکرن … تورو خدا حتی امتحانشونم نکنین …

    • آيدين said, on ژانویه 18, 2011 at 7:49 ق.ظ.

      قویا صحبت های نگارخانم رو تایید می کنم. بهتره اصلا سمت این چیزا نرفت تا اینکه … کشیدن گراس برای فراموش کردن دردها یا از روی بی دردی خیلی فرق می کنه با مصرف آگاهانه. در واقع مصرف آگاهانه از اونجا که هیچ تعریف خاص یا قانع کننده ای نداره بهتره بگیم که اصلا وجود نداره

    • حورا said, on مارس 16, 2012 at 8:15 ق.ظ.

      نگار عزیز….فقط تجربه هر چیز قشنگه.نه اعتیاد بهش….دوستم مادرت رو در فرادمانی بنشون…دوس دارم کمکش کنم یه راه حلی بزار که خصوصی صحبت کنیم باهم….

  12. سجاد said, on فوریه 3, 2011 at 12:35 ق.ظ.

    از داستانتان خوشم آمد لطفاً کوکایین را امتحان کنید وبگویید چه جوریه
    آخه خودم گیر نیو وردم که امتحان کنم

    وهمچنین گراس در افراد عوارض مختلفی در افراد دارد
    وشما قدرت بدنی و فکری متعادلی در مورد گراس دارید ولی امتحان جالبی داشتید

    • آيدين said, on فوریه 9, 2011 at 6:10 ق.ظ.

      شما خیلی لطف دارید به بنده اما همین یه پرونده در مورد گراس اینقدر عواقب برام داشته که به کل از ایثارگری در باب تنویر افکار عمومی پشیمون شدم. کوکایین باشه واسه یکی دیگه. در ضمن تا اونجا که می دونم کوکایین خیلی خطرناک تر از گراسه. پس دل گنده تری میخواد

  13. omid said, on مارس 20, 2011 at 12:02 ب.ظ.

    منم واقعا لذت بردم از توضیحاتتون.قراره با دوست دخترم بکشیم.اونم دم دریا!!!

  14. arman said, on آوریل 8, 2011 at 2:04 ب.ظ.

    من اخر این راهی که ازش حرف میزنید وایسادم .اخر این راه تباهی و بوچیه.به ترسش واختلالات زمانش و به بی تفاوتیتون به زندگی و به خنده های تلختون و خیلی چیزایه دیگه عادت میکنید و وابسته میشید.همین گراسی که تو هر فیلمی میبینید و کوچیک و بی ضرر میشمریدش باهاتوون کاری میکنه که تو خواب هم نمی دیدید انقدر درمانده بشید.همه فقط خندههای کثیفشو دیدن.در ضمن هیچ ماده ای فقط در حد تست نمیمونه.کسی به من نگفت ولی من بهتوون گفتم.

  15. مهمان said, on اوت 25, 2011 at 12:36 ق.ظ.

    اقا ما یه دوست داشتیم که امکان نداشت یه برنامه مسافرتی چیزي باشه اون نیاد . امکان نداشت . همیشه اولین نفر حاظر بود . و البته اعتقاد داشت هر کسی حتما باید یه بارم که شده علفو امتحان کنه . اولین بار که زد ما چیزي بهش نگفتیم چون ميگفت ما حتما باید یه بار امتحان کنه . اتفاقا تا يک ماه اصلا سراغش نرفت تا اینکه دوباره زد و گفت حالا من یه بار زدم معتاد نشدم دومی هم روش . گذشت تا 6 ماه بعد ما میخواستم مجردی بریم مسافرت که گفت من نمیام چون اگه علف بیارم ممکنه دردسر بشه و مسافرتم بدون علف حال نمیده . بعدا گفت آقا شما هم بزنيد هروئين که نیست اعتیاد نداره . منم جنبه دارم و همین علف انقدر بهم حال ميده که سراغ هيچ مواد ديگه ای نرم . چند روز پيش شنیدم ارتقا درجه گرفته و رفته سراغ مواد جدید .

  16. ایمان said, on سپتامبر 21, 2011 at 12:37 ق.ظ.

    من یه جوون معتادم….
    کسی که اختلاف سنی رو با پدر و مادرش بهونه کرد و از اونا فاصله گرفت… کسی که تحرک رو دوست داشت… کسی که شب و روزاشو با دوست و رفیق و مشروب و سیگار بهمن کوچیکش میگذروند…
    کسی که الان هیچی ازش نمونده… یه خونه مجردی که همیشه بوی سیگار و جرم به خودش گرفته… یه مشت لباس های رنگارنگ با بوی سیگار… یه جسم بی حال و خسته .. هر روز صبح به زور بلند میشم از خواب و از ترس اینکه دوباره قیافه ی تخمیمو نبینم صورتمو نمیشورم و یه سیگار ناشتا روشن میکنم… hooooooooooooooooh
    دقیقا یه امر واجبی تو زندگیم شده که باید سه ساعت قبل از نهار و شامم یه پیپر علف بزنم.. اوایلش اشتهام خوب بود. قیافم خوب بود.. کمرم صاف بود.. همه چیز خوب بود ولی یه ترس از مصرف زیاد داشتم… مشکلاتم بهونه ای بود برای زیاد کشیدنم… با علف زندگی میکنم… تخم اوریجینال نر و ماده خریدم و یه بوته ی گراس پر ملات واسه خودم ردیف کردم.. دیگه صبح ناشتا هم حال میده… وعده غذاییم شد 2 تا.. فقط نهار و شام… مست چت میکردم.. هم علف هم حشیش هم تونی هم مشروب هم سیگار شده برنامه ی هر روزم.. به غیر از تونی( کوک) که 1 گرم میخریدم 100 هزار تومن…
    از کارم که بهم میگفتن مهندس کامپیوتر (IT MAN) استعفا دادم… خونه نشین شدم که این اسمش بود.. زدم تو خط ساقی شدن.. علف دلالی میکردم… پک میخریدم . یه پیپر کش میرفتم ازش و دوباره همونو به یه بدبخت دیگه ای میفروختم… آدمای اطرافم همه معتاد به علف بودن…
    سرم درد میکنه… سرم درد میگیره وقتی بهش فکر میکنم که خلاف و جرم به این سادگی چه جور باعث شد که زندگی من نابود شه….
    خواهر گلم… داداش خوبم….
    خودتو درگیر این داستانا نکن… هیچی لاش نیست… من تهشو دیدم… اما راه برگشت ندارم… من انس گرفتم با این ماده محرک…همین که فکر میکردم مرفین نداره و مخدر به حساب نمیاد گولم زد… افراد کمی هستن که از این ماده استفاده نکنن.. هممون چشمامون کور شده… به فکر آیندت باش..
    من اینجا منتظرت نیستم…
    الان پاکم… اما جسمم.. روحم پریشونه…. خدارو شکر که یکی رو دارم که واسم مونس باشه و غممو بفهمه….
    من لاییک هستم.. بدون دین…. من خدامو هم گم کردم… رفقااا….. مواظب باشید و قدرت گفتن یه (نه) گنده رو تمرین کنید که داشته باشید.
    مراقب خودتو باشید…
    ایمان.. یه معتاد که 1 سال و 7 ماه لب به مواد نزده و به دنیا برگشته……………. 😉

  17. کامران said, on نوامبر 3, 2011 at 7:17 ق.ظ.

    ایمان جان مشکل شما این بود که نمی دونستی می خوای چی کاره بشی!

    دوستان بنده دو سال کاسبی علف و تونی کردم … همیشه هم توی خونه قد سه چهار تا پک بسیار تپل علف دارم
    اما خیلی خیلی کم میکشم … شاید فقط زمانی که مهمونی کسی بیاد و بخوایم یه حالی بکنیم یا مسافرت

    تقریبا همه چی هم زدم … اما هیچ موقع درگیرش نشدم … به هیچ وجه

    الان هم کار وب دیزاین و وب دولوپ رو بسیار حرفه ای بلدم و انجام میدم و درآمدم عالیه… بدنمم ساختم .. ورزش هم میکنم همیشه :ِِِ) به نظرم به خود آدم و هدف هاش مربوط میشه این قضیه

    • آيدين said, on نوامبر 3, 2011 at 8:47 ب.ظ.

      بدون شک همینطوره، هرگز نمیشه نسخه ای رو برای همه ی «دیگران» پیچید. امیدوارم هیچ کس اسیر هیچ چیز نباشه، هیچ چیز

  18. عرفان said, on نوامبر 21, 2011 at 9:56 ب.ظ.

    من یه بار خیلی بیش از حد ودکا خوردم می خواستم ببینیم تهش چی میشه . اونقدر خوردم که دیگه نمی تونستم پیک بالا بیارم یه همچین حالی بهم دست داد . دقیقا وست یه جمله یادم میرفت دارم چی میگم خیلی خوش گذشت خیلی حال کردم . شانس هم آوردم که کارم به بیمارستان نکشید . ولی دیگه هیچ وقت اون کارو تکرار نکرم بعد از اون شد چند تا پیک در حد سرخوشی اونم ماهی یه بار . شاید مثل تو نخواستم تکرار بشه نمیدونم .
    5 سال هم هست که کمو بیش سیگار میکشم ولی هیچ وقت نشده پاکتی سیگار بگیرم هیچ وقت هم به طور میانگین روزی یه نخ بیشتر نشده . الان که اینو مینویسم شاید تو ماه گذشته 4 نخ سیگار کشیده باشم (با این که دوست دارم و لذت میبرم) خلاصه این داستنا باعث شده به خودم مطمئن بشم می خوام یه بار گرس رو امتحان کنم . حالا هنوز تصمیم جدی نگرفتم .

  19. عرفان said, on نوامبر 21, 2011 at 10:12 ب.ظ.

    وسط البته .

  20. احسان said, on دسامبر 9, 2011 at 9:52 ب.ظ.

    آقا من نظرم اینه که اون چیزی که به آدم حال بده اعتیاد داره میخواد چایی باشه میخواد کراک.من خودم گذری همه چیزی غیر از کراک و شیشه زدم ولی گرفتار نشدم و مطمئنا این به این معنی نیست که دیگه نمیزنم و نتونسته منو گرفتار کنه آقا عرفان طعم این چیزا که اومد زیر زبونت میشی من که 6ساله گذری حال میکنم مگه میتونی یه روزی تو یه مسافرت با دوستات باشی همه بزنن توام که مزه اش رو میدونی بگی نه من میوه میخورم شما بزنید.قربونت برم من 3ساله پیش تریاک و امتحان کردم ولی چون مرفین گیر کنی داره دیگه نزدم ولی الان 3 ساله ذهنی خماره اون نئشگی ام.امیدوارم دیگه نزنی با لاخره آدم با آدم فرق داره شاید شما قویتر از مایی

  21. sara said, on فوریه 6, 2012 at 10:05 ق.ظ.

    salam,mikhastam bedoonam ke estefadeye grass rooye varzeshkaran che tasiri dare?

    • آيدين said, on فوریه 8, 2012 at 2:12 ب.ظ.

      دقیقا متوجه منظورت از تاثیر نشدم اما به هر حال ورزش ها اغلب نیاز به هماهنگی عصب و عضله داره و از اونجا که گراس عمل و عکس العمل رو به هم میریزه و مغز رو به اشتباه میندازه خیلی خوب به نظر نمیاد. کلا چیز خوبی نیست، از اون لذت هاست که تجربه ش بد نیست اما تکرارش عواقب بدی داره. اگه قصد امتحانش رو دارین اول خوب تحقیق کنین، دوم جنس خوب و مطمئن بگیرین، سوم و از همه مهمتر با دوستانی بکشین که بهشون اطمینان دارین و سابقه ی بدی تو این زمینه ها ندارن و نهایتا چهارم از خیرش بگذرین 🙂

  22. milad said, on فوریه 11, 2012 at 7:33 ب.ظ.

    سلام من 15 سال حشیش و ماری مصرف میکردم و روانیش بود هیچ چیزه دیگه نتونست جاشو بگیره تا یک دفعه گذاشتمش کنار چون داغونم کرده بود نسبت به همه بدبین شده بودم حتی مادرم وشکاک واین بارز ترین وبدترین درجش هزیچ وقت حتی امتحانشم نکنید اولش خیلی خوبه ولی از کک هم بدتر دیگه هرگزززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز

  23. Salar Radpoor said, on ژوئیه 4, 2012 at 4:24 ب.ظ.

    لطفا حرفهاي من رو دقيق بخونيد …..من در اين لحظه كاري به معضلات اجتماعي آن ندارم و فقط ميخواهم گراس را درست براي شما معرفي ميكنم …… خواهش ميكنم راجع به مطلب من از طريق رفرنس ها ومقالات مهم دانشگاه هاي معتبر جهان تحقيقات علمي كنيد و سرسري قبول نكنيد …. ماري جوانا در واقع غنچه هاي گياه كانابيس (شاه دانه) از جنس ماده آن است ، يعني غنچه هاي بارور شده توسط گياه نر شبيه چند سنبله كوچك و سبز رنگ يا بعضا كمي هم سرخ مايل به سبز زيبا است {در بعضي مناطق جهان ازجمله ايران سوداگران و قاچاقچيان برگها و ساقه هاي گياه ماده را هم به آن اضافه ميكنند و خرد ميكنند تا حجم بيشتري براي فروش و درامد داشته باشند كه به آن گراس ميگويند } در درون جنس ماده اين گياه مخصوصا در صمغ و غنچه هاي آن مقادي زيادي Tetrahydrocannabinol = THC وجود دارد كه در روانپزشكي براي بيماري آلزايمر و بسياري ديگر از بيماريها كاربرد دارويي دارد و جزء دارو هاي اعتياد آور و يا اوردوز كننده نيست و وابستگي و اعتياد فيزيكي ايجاد نميكند (البته چون معمولا مصرف كنندگان حشيش درواقع صمغ و گرده هاي اين گياه را ميكشند مقادير THC در آن زياد است و چون همراه با سيگار كشيده ميشود اعتياد به نيكوتين به همراه آن باعث مقداري اضطراب و بيخوابي به مدت ٣ روز ميشود.
    ماري جوانا (غنچه هاي خشك شده شاهدانه) بدون توتون !!! (سيگار) مقدار كمي THC دارد مصرف زياد آن با دوزاژ بالا ميتواند تبديل به همان حالات حشيش شود، كشيدن حشيش باعث سستي و كرختي و اضطراب و توهم و خشكي دهان و اشتها و ولع و گيجي ميشود.
    اما عامل لذت بخش و خوب «تي اچ سي» كه باعث ميشود جوانان به مصرف آن روي آورند، ايجاد حالت «فراشناخت» در فرد مصرف كننده است .
    » گراس يا ماري جواناي خشك » بخاطر THC باعث تقويت «فراشناخت» در فرد ميگردد و باعث ميشود كه فرد به بايگاني حافظه دراز مدت مغز خود از طريق فراموشي حافظه موقت و كوتاه مدت دست پيدا كند و درونگرا و خودكاوشگر شود كه براي درك و فهم مسايل فلسفي و هنري و علوم انساني توان بيشتري داشته باشد اما اين حالت در كنار حالتهاي ديگر مثل خشكي دهان عدم تمركز به موضوعاتي كه بيرون از شما اتفاق ميوفتد ، حالات خفيف پارانويا و كمي اضطراب و كمي گيجي بخاطر كم شدن حافظه كوتاه مدت همراه است كه ميتواند در روابط اجتماعي بخاطر عدم درك ديگران از اين موضوع اختلال جدي ايجاد كند و ديگران شما را آن لحظه انسان منگ و گيج و بي دقت ببيند.
    براي اينكه شما دچار اون حالت ديگر نشويد و فقط «فراشناخت» و حافظه بلند مدت خود را تقويت كنيد پيشنهاد ميكنم يك غنچه گياه ماده شاهدانه (ماري جواناي سبز) را همراه با سبزي خوردن بخوريد يا از آن در كوكو سبزي و قرمه سبزي و آش استفاده كنيد. در برخي كشورها از آن در برخي بيسكويتها و كيكها استفاده ميشود و منع قانوني هم ندارد مثل خشخاش كه در نانوايي و شيريني پزي استفاده ميشود . در ايران خود دانه شاهدانه را ميخورد كه مقدار تي اچ سي آن بسيار بسيار كم است.
    اما اگر ميخواهيد گيج و منگ و متوهم و مضطرب و سست و كرخت و پارانويد (همراه با حالت فراشناخت و درونكاوي) شويد؛ گراس يا ماري جوانا بدون توتون و تنباكو بكشيد درصد اعتياد و وابستگي فيزيكي بدن به سيگار و الكل بيشتر از گراس و ماري جوانا است . توصيه ميكنم اينكار را نكنيد يا اگر هم كشيديد اين را بدانيد كه بعدها سيگار هم خواهيد كشيد و به سراغ مواد مخدر ديگر بسيار خطرناك مثل ترياك و … ميرويد بايد دانش لازم را در ميزان و مقدار و زمان و مكان آن را بدانيد (فقط هنگام مطالعه دروسي مثل فلسفه ، علوم اجتماعي ، هنر ، شعر ، جامعه شناسي ، روانشناسي كه نياز به تحليل فكري دارند مقدار بسيار كمي يكي دو پك ماري جوانا يا چهار پك گراس بكشيد ، اگر بيش از اين باشد و يا چندين بار در روز تكرار شود دچار توهم و اضطراب و گيجي و منگي ميشويد و تمام مطالعات شما تبديل به مسخره بازي و چرت و پرت ميشود .
    مصرف آن براي زنان باردار منع پزشكي دارد و به جنين آسيب جدي و خطرناك ميزند! . بيماران شيزو و اكسكيزوفرني هرگز نبايد استفاده كنند ! در هنگام رانندگي و كارهايي كه نياز به تمركز آني واكنش سريع دارند هرگز نبايد مصرف شود مخصوصا با دوزاژ بالا ! . همچنين افرادي كه دچار اضطراب و افسردگي مزمن ميباشند با مصرف آن دچار ( فاز منفي ) ميشوند . اگر با كشيدن مقدار كمي گراس دچار سردرگمي و ترس و دلهره و توهم آزاردهنده شديد هرگز از آن استفاده نكنيد و بدنبال درمان اضطراب و افسردگي مزمن خود باشيد و به يك روانپزشك و سپس به روان درمانگر مراجعه كنيد.
    سپاس

    • آيدين said, on ژوئیه 5, 2012 at 5:36 ب.ظ.

      بسیار عالی و بسیار ممنون.

  24. Salar Radpoor said, on ژوئیه 10, 2012 at 7:19 ب.ظ.

    خواهش ميكنم ، وبلاگ خوبي داريد از اينكه با افكارتون آشنا شدم خوشحالم ،
    البته من يك نكته مهم رو در پايان كامنت قبلي فراموش كردم كه الان عرض ميكنم :
    همانطور كه ميدانيم در برخي از كشورهاي اروپاي غربي مصرف ماريجوانا (گراس) منع قانوني ندارد به علت اينكه هنوز جزء مواد اعتياد آور بحساب نميآيد اما حشيش كه درواقع عصاره و صمغ همين گياه است ممنوع است و جزء مواد مخدر بحساب ميايد ، موافقين قوانين آزاد شدن ماريجوانا ميگويند آزادي آن براي كساني كه ميخواهند از آن درست استفاده كنند بايد به عنوان گياه دارويي آزاد باشد ، چرا كه استفاده دوزاژ پايين يا خوردن مقدار كمي از آن و يا دم كرده آن به عنوان جوشانده خواص خوبي براي تقويت حافظه دراز مدت مغز و در نتيجه خودكاوي و فراشناخت ميشود و ميتوان از آن در فكر كردن استفاده كرد.
    مخالفين آن هم استدلال ميكنند نوجوانان با كشيدن زياد و با دوز بالا ميتوانند دچار همان حالت حشيش شوند و براي جبران منگي و گيجي و از دست دادن حافظه كوتاه مدت. به سيگار روي بياورند (چون نيكوتين علاوه بر عوارض جانبي بد خود درست بر عكس حشيش حافظه كوتاه مدت و تمركز را افزايش ميدهد) و ماريجوانا دروازه عبور به تمام مواد مخدر ميشود چرا كه نوجوانان فكر ميكنند بقيه مواد خطرناك اعتياد آور مثل مرفين و ترياك و هرويين هم به همين سادگي ماريجوانا هست كه هر وقت كه نخواستند ميتوانند استفاده نكنند ! اما مواد خانواده نيكوتين و مرفين اعتياد فيزيكي ايجاد ميكند و آنها قبل از فهميدن مسئله در چاه اعتياد سقوط ميكنند.
    شايد جالب باشد بدانيم كه ؛ برخي از ايرانيان خوش ذوق ما هم بر اين باورند كه از حافظ و مولانا و زرتشت و محمد و بودا گرفته تا لئوناردو داوينچي و موتزارت همه بنگي و علف باز بودند 🙂 و تمام اين تخيلات رو در اين عالم بنگ كه همان مي، كد گزاري شده بدست آوردند و شعر و داستان خلق كردند و بعضي هم با فاز روحاني و عرفاني به فاز وحي بازي تو غار و نيروانا شدن در جنگل و فهميدن فلسفه هستي در كنار آتش مقدس حال كردند و واسه ملت دين و آيين ساختند)
    البته جدا از اغراق نوع نظرات ايرانيان اهل مي! ، قضيه تا حدودي هم ممكن است درست باشد چرا كه تحقيقات باستانشناسي و علمي مصرف اين گياه در تاريخ مصر باستان و تاريخ يونان و تاريخ هند و تاريخ چين و عربستان و شمال افريقا ايران باستان و مخصوصا ايران دوران اسلامي همان دوران پديدار شدن صوفيگري و عرفان و به اصطلاح فلسفه اسلامي وجود دارد.
    برخي هم ميگويند ايرانيان با بنگ و باده در مقابل قوانين خشك دين وارد شده كه با ساختار اجتماعي مردم بيابان همساز بود فرقه هاي صوفيانه و سرانجام عرفان و فلسفه براي دين مهاجم ساختند تا بتوانند هم تا حدودي از خشونت آن بكاهند هم تا حدودي آن را عقلي و فلسفي كنند كه حداقل بشود با آن سر كرد «شايد تحمل كرد» !!! و از آن قوانين خشك بدوي كه هنر موسيقي (لهو و لعب) و نقاشي و مجسمه سازي (صورتگري و بت تراشي) و تفكر آزاد فلسفي (كلام و فلسفه و منطق اسلامي) را گناه ميدانست در كلام بجاي فلسفه، و شعر و نثر و نظم بجاي موسيقي، معماري بجاي مجسمه سازي و كاشيكاري و منبت و نقوش هندسي كه تصوير انسان در آن نباشد و خط و خاتمكاري بجاي نقاشي متجلي كنند.
    و من الله التوفيق !
    ؛

    • آيدين said, on ژوئیه 11, 2012 at 2:59 ب.ظ.

      خواهش می کنم شما لطف دارین. در مورد علف و مصرفش توسط دراویش که خوب نقل های تاریخی و تحقیقی کافی ای هست حتی همین روزها هم ادبیون و هنرمندا زیاد ازش استفاده می کنن و نمونه بارزش طاهر علفی. کلن ایرانیا سنت خیال رو به غایت خودش رسوندن. تصورات انتزاعی در مذهب هنوز هم تاثیرات زیادی تو امروز ما هم داره.

  25. asal said, on ژوئیه 14, 2012 at 11:54 ب.ظ.

    freak zadina

  26. Yasmin said, on ژوئیه 20, 2012 at 4:47 ق.ظ.

    من بعد از یک بار امتحان کردن وابستگی روانی پیدا کردم بهش. شما همون چون آگاهانه و به منظور پرونده سازی امتحانش کردین به خاطر همین وابستگی روانی پیدا نکردین… ولی وابستگی فیزیکی نداره همونطور که گفتین. گرچه روانی از فیزیکی بدتره ..

    به هر حال .. من با اینکه خیلی دوستش دارم و نمی تونم ازش دل بکنم و بیخیالش بشم، امتحان کردنش رو به هیچکس توصیه نمی کنم. آره حس خیلی خوبی داره ولی به اینکه دیگه تا آخر عمرت به چیزی وابستگی روانی پیدا کنی و هرجا بوش اومد سرت بچرخه، هرکی تعارف کرد نتونی بگی نه، هرجا دیدی می فروشن نتونی نخری، هر روز به این فک کنی که امروز شرایط جور میشه بکشی یا نه و اگه نشد چیکار کنی … به این چیزا نمی ارزه اون حس خوب ..

    ضمناً علف رو مجبور نیستین که با توتون سیگار بکشین … ما بدون توتون با پیپ می کشیم و مستقیم … یا سیگاری درست می کنیم باهاش ..

    • رضا said, on ژوئیه 26, 2012 at 5:51 ق.ظ.

      در هر صورت هم دردیم امید وارم مدیریت سایت به ذاره ما با دوستان مسافر بتونیم ارتباط داشته باشیم .reza_d42@yahoo.com .

  27. رضا said, on ژوئیه 26, 2012 at 5:42 ق.ظ.

    سلام . باید درک کنی که بد از امتحانش یه پرده دیگه رو به زندگیت باز میشه و اگر کسی باشی که تمام انرژی هاتو رها کرده باشی از اون به بد می تونی کنترل بکنیشون. خوب دقت کن حتمأ واست پیش اومد که زمان خیلی خیلی دیر مگذشت این همون نکتهای که باید توجه میکردی من تو texندیدم بنویسی .معنی این قضیه اینه باید اینجوری از زمنت استفاده کنی که رقتی به خودت میای ببینی خیلی کار کردی اما زمان کمی از دست دادی .در مورد حس هنر باهات موافق نیستم چون این حس همیشه با تو هست همه اداما مثل هم نیستن و مثل هم فاز نمیگیرن یکی قفل مینه رو بازی یکی رو موزیک یکی رو ورزش و… در هر صورت به عنوان کسی که الان نزدیک غث ماه که شرو کردم و واقعأ تجربه لذت بخشیه و به طوری میشه گفت فعلان دارم باهاش حال میکنم حالا معلوم نیست کی اون میخواد با من حال کنه .خوش باشی یه بارم یه وعجون مش رحیم بخور بیا واسمون توصیفش کن .شوخی کردم ناراحت نشیا .به قول معروف خوش گذشت.

    • آيدين said, on ژوئیه 26, 2012 at 12:36 ب.ظ.

      نکته ی شما در مورد زمان فکر میکنم نکته ی محوری متن بود تا اونجا که یادمه (این رو چند سال پیش نوشتم) اما در مورد هنر موافقم، و البته این دیگه به صورت پیش فرض مشخصه که هنر یه چیز فرهنگیه و اینجوری نیست که یه دکمه رو بزنی و هنر فعال شه. معلومه که باید پیش زمینه و علاقمندی وجود داشته باشه تا تشدید شه. من مشخصن از تجربه ی خودم گفتم.
      معجون مش رحیم دیگه خودت آستین بالا بزن من دین خودم رو ادا کردم :))

  28. Saman said, on اوت 3, 2012 at 6:46 ب.ظ.

    من وقتی گرس کشیدم به یک نقطه خیره و دلتنگ شده بودم و شدیدا بغض کردم و در نهایت در یک گوشه زار زار گریه کردم البته مشروبات الکلی هم همین تاثیر رو رو من داره اخه چرااااااااااااا؟

    • آيدين said, on اوت 5, 2012 at 7:05 ب.ظ.

      والا چی بگم. من هیچ نظری در مورد فاز منفی ندارم. اما این فاز رو به دفعات در کسانی دیدم. حدسم بر اینه که چیزی این تیپ آدم ها رو اذیت می کنه که شاید در ناخودآگاهشون باشه در نتیجه، شادی توصیه مراجعه به یک روانکاو بد نباشه، تاکید می کنم روانکاو و نه روانپزشک یا روانشناس

  29. behzzad said, on اوت 20, 2012 at 1:32 ب.ظ.

    سلام
    راستش من یه حس عقب موندن بهم دست داد ! من الان 3 ساله که هر از گاهی علف میکشم و تو جمع های این چنینی بودم و تازه یه سری چیزا رو فهمیدم ولی وقتی نظرات این دوستان و حتی وصف تجربه جناب آیدین رو دیدم خیلی تعجب کردم .
    از همه جالب تر و عجیب تر پست آقای سالار بود که من فکر میکردم از جای کپی کردن یا چنین چیزی ولی متوجه شدم که خودش نوشتن همه اینهارو . خلاصه که
    من نمیدونم شما دوستان از چه قشری و در چه سطحی از جامعه هستین ولی بابت این ذهن های شفاف و قدرت تحلیل بهتون تبریک میگم !
    شما خودتون همه فن حریفین بابا

    • آيدين said, on اوت 20, 2012 at 2:22 ب.ظ.

      خیلی لطف دارین جناب 🙂

  30. دکتر علفی said, on اوت 31, 2012 at 2:37 ق.ظ.

    گرس طعم بدی دارد؟ نکنه حشیش بهت دادن یا شنبلیله اخوی.
    البته جنس با جنس فرق میکنه اما گرچه بعضی ها دودشون میسوزونه اما من تو 4 سال یکبار هم نشده علفی بکشمکه بوش و طعمش خوب نباشه ! توپ

  31. سحر said, on نوامبر 29, 2012 at 8:09 ق.ظ.

    من و همسرم 11 ساله که سایقه زندگی مشترک داریم. متاسفانه همسر بنده نیز تمایل زیادی به گرس و الکل داره . الان که نگاه می کنم می بینم اعلب با آدمها بیخودی بحث و جدل می کنه و تعصب داره به عقاید خودش بطوریکه ممکننه با طرف مقابل سر عقایدش بی احترامی کنه. از آدمها دوری می کنه و تنها با همون دوستانی که خودشون هم مصرف می کنند ارتباط برقرار می کنه. هیچوقت دوست نداشته که صاحب فرزندی بشیم . خیلی بی حس و احساس هست نسبت به زنش، زندگی، ارتباطات اجتماعی. شبها تا صبج کار می کنه و روز ها تا ساعت 3 و 4 ظهر خوابه . از زندگی جامعه پدر و مادر ناراحته و همه رو مسئول افسردگی خودش می دونه. خیلی احساس تنهایی می کنم نمی دونم باید چیکار کنم انگار تو زندان افتادم چندین بار بهش گفتم که این گرس چیز خوبی نیست و عقل رو از بین می بره در حالیکه اون میگه من بهت رفرنس معرفی می کنم که این ماده هیچ ضرری نداره و تازه باعث احیای سلول های مرده مغز هم میشه.
    ….
    نمی دونم باید برای زندگیم چه تصمیمی بگیرم. میشه آقای آیدین یا دیگر دوستان به من کمک کنند؟

    • آيدين said, on نوامبر 30, 2012 at 1:38 ب.ظ.

      خوب اینکه باعث احیای سلول های مغز میشه که به شکل واضحی غلطه اما بحث اصلن این نیست. ناراحت کننده ست. راستشو بخواین برای اعتیاد هیچ نسخه ای نمی تونم بپیچم. نمی دونم چیکار میشه کرد. گرس و به خصوص الکل خودشون بد نیستن، نوع مصرفش می تونه مضر باشه، هر چیزی که باعث اعتیاد آدم بشه بده و کسی که به این اعتقاد نداره چه میشه باهاش کرد. فقط می دونم که اگه جای شما بودم جدا می شدم اما نمی تونم برای زندگی خاص شما که هیچی ازش نمی دونم نسخه بپیچم

  32. minool said, on ژانویه 2, 2013 at 6:53 ق.ظ.

    اقا می گن حال خوشیه وقتی که چتی D:
    من زدم صفا کردم ازش خوشم میاد اما از اونجایی که نمی خوام گندش و در بیارم تفریحی می زنم.
    اما این واقعا واسه کسایی که افسردگی دارن خوب نیست چون اثرش که می پره نمی دونم پرا اما ادم و افسرده تر می کنه. کلا تمام قسمتهای انتهایی بدن وقتی گرفته ادم و یخ می شه اما خب من عاشق حسش شدم. ولی اگه جنبش و ندارید نزنید حتی 1 بار چون حسش انقدر جذاب هست که ادم دلش می خواد تا فازش نپریده اونیکیم بزنه بره رو ابرا دراز بکشه D:
    ممنون از مطلبت

  33. arezoo said, on ژانویه 2, 2013 at 10:12 ق.ظ.

    به نظر من که خیلی خوبه همه چیزایی که نوشته بودی تجربه کردم ولی از همه بهتر گوش دادن به موزیک…..

    • سروناز said, on ژانویه 31, 2013 at 12:52 ب.ظ.

      من 2روز پیش با گراس اور دوز کردم و حالم وحشتناک بد شد.تورو خدا مواظب باشین هنوز هم نصف بدنم حالت نیمه بی حسه.خیلی حس وحشتناکیه.

      • naWEED said, on مارس 23, 2013 at 10:48 ق.ظ.

        دوست عزیز از نظر علمی (و تجربی!) ثابت شده که گراس اوردوز نداره….

      • آيدين said, on مارس 24, 2013 at 5:24 ق.ظ.

        البته باید ببینیم معنی «اوردوز» چیه، شاید بهتره بگیم حال خراب. چون قطعا زیادش حال آدم رو خیلی بد می کنه، این از نظر علمی رو نمی دونم اما از نظر تجربی قطعیه 😉

  34. کیا said, on آوریل 2, 2013 at 3:49 ب.ظ.

    دروغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ…..کلا ما گل اصلشم بکشی اینجوری نمیشه مگه اسید ؟ گراسه حالا قوی و ضعیف داره و دیگه از red colombia که قویتر نداریم و نیست اونم اینجوری نمیکنه .

    • آيدين said, on آوریل 3, 2013 at 6:59 ق.ظ.

      البته اوردوز رو می فرمایند

    • روزبه said, on آوریل 6, 2013 at 10:28 ب.ظ.

      نه دوست عزیز مصرف زیادش – مخصوصا اگر به صورت خوراکی باشه نه استنشاقی کاملا آدم رو تا لبه سنکوب میبره – اگر محیط هم مناسب نباشه و آدم احساس امنیت کامل نداشته نباشه -به هر دلیلی- میتونه این قضیه تشدید بشه و واسه فرد ترسناک تر به نظر برسه- البته مقدار تاثیر thc به وزن و هیکل فرد هم بستگی داره – به طور معمول برای افراد غیر معتاد به ازای هر یک کیلو از وزن بدن یک میکروگرم thcلازمه تا فرد تغییر در حالات رو کم کم حس کنه-

  35. محمد said, on ژوئن 29, 2013 at 12:12 ب.ظ.

    سلام
    میتونم بگم 11 ساله دارم گراس و حشیش مصرف میکنم فقط و فقط بر حسب عادت
    یه جورایی بد کرم داره 4 سال قبل سرمو به دلل بیماری مننژیم عمل کردم و الان قسمت بالای سرم پلاتینه اما هیچ وقت نذاشتم کنار کشیدن این گراسو
    15 روز پیش چشمامو عمل کردم تا دیگه عینک نزنم 3 روز نکشیدم دباره کشیدم با این که احساس میکردم چت کردن روز مره داره باعث ضعیفی هرچه بیشتر چشام میشه خلاصه که بد گیر کردم الان 27 سالمه و واقعا پشیمونم از مصرفش …خیلی زورش زیاده
    پیشنهاد میکنم هیچ وقت تستش نکنید3

  36. sanny said, on ژوئیه 3, 2013 at 9:32 ب.ظ.

    یه سوال داشتم آیا مصرف گراس باعث لاغر شدن فرد می شود؟یعنی جز عوارضش لاغر شدن هست

    • آيدين said, on ژوئیه 4, 2013 at 5:58 ب.ظ.

      والا بنده اطلاع دقیق ندارم اما بنا به تجربه شخصی باعث پرخوری میشه، آدم نمی فهمه سیر شده یا چقدر خورده، یهو متوجه میشه که معده ش به شدت پره، قاعدتا این باید منجر به چاق شدن بشه نه لاغری.

  37. sara said, on ژوئیه 20, 2013 at 3:31 ب.ظ.

    مشکل جامعه ی عقب افتاده ی ایران اینه که تفریحاتش شده دود و هیچکس نیست فکری یه حال جوونها کنه و اونهارو نجات بده .

    • آيدين said, on ژوئیه 21, 2013 at 5:44 ب.ظ.

      البته در جوامع عقب نیفتاده هم جوونها وید و امثالهمرو به وفور استفاده می کنن

  38. aLireza said, on سپتامبر 26, 2013 at 1:26 ق.ظ.

    سلام
    5 ساله مصرف دارم هنوز نمی تونم بهش فحش بدم در حالی که هر روز به سیگارم فحش میدم {به خاطراینکه جوونیام قهرمان ملی بودم}. 22سالمه.
    بگذریم….. اقا وقتتو نگیرم همچیش خوبه فقط همینو جدی بگیر که ادمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم شما تحت هیچ شرایطی حریف تاثیر تقویت یا تضعیف حالات روحی وروانی خودت نمیشی …. یعنی مصرف مداومش بلاخره تورو از عادیه اجتماع دورت میکنه….. یعنی میشی خودت علیه خودت جوریکه اگه سادیسمت اووود کنه بیخیاله همچیت میشی. اگه افسرت اوود کنه اونقد گوشه می گیری تا لال بشی .اگه اینام واست مهم نیستو راه رسیدن به عشق اصلی و یکتاتو از رو این گیاه انتخاب کردیو می خوای باهاش پیرشی چنتا نکته داری: 1.از تعادل خارج نشو2.سعی کن هرچی یادت رفت هدفت یادت نره اگه دیدی نمیشه اززور خودش استفاده کن بادبانهارو بکش و قفل کن رو هدفت باز ببین که چقدرگشنگ کمکت میکنه که به هدفایه گشنگت برسی.3. مرخصی 48ی و 24ی هم به خودت بده که لازمه (نترس)
    دادا ایدینمونم شیطون بره تو جلدش رفته دیگه..خخخخخخخخخ…………حالا خارج از شوخی بچه ها مصرفش واسه یه بار نشه بزرگترین چرت زندگیتون اخه تا99% خوشت میاد……………………..که دیگه تمومه. ایدین خان سلامت میکنم داداش

  39. امین said, on دسامبر 29, 2013 at 8:42 ب.ظ.

    حاجی حاج خانوم اگه اولین بار میخواید بکشید .سعی کنید با آدم ناشی نکشید و با جمع حرفه ای بکشید چون اگه زیاده روی کنید به مشکل بر می خورید و اگه با فازه بالا بترسید به فاک می رید و باید یکی جمتون کنه و خلاصه نکشید اگه کشیدید به هیچ وجه نترسید


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: