تأملات دودی


damien rice و تنهایی بازیافته ی من

نوشته شده در موسيقي كتاب فيلم با آيدين در آگوست 10, 2009

بالاخره تموم شد. پروژه م رو تحویل دادم و این قوم وحشی ، این جماعت آوار، دست از سرم برداشتن و من دوباره تنهایی نازنینمو بدست آوردم. اینقدر لذت بخشه که خودمو موظف دونستم در مدح تنهایی چند خط بنویسم. ساکت نشستم و damien rice گذاشتم. سیگارمو کم کردم، پس آلبومی حدودا یه نخ می کشم. اصلا فکر نمی کنم. میذارم این جریان سیال هرجا دوست داره بره و هیشکی نیست که مجبور باشم باهاش حرف بزنم یا به حرفاش گوش بدم. دوباره می تونم به خودم برسم. به همین راحتی یه روز خوشبختی دارم. برای اینکه این پست خیلی آبکی نشه می خوام موسیقی فوق العاده ی  damien rice رو معرفی کنم.

1203_damien_rice_a
این آقای rice صدای عجیبی داره. کلا یه سری ناله ست به همراهی نامحسوس و ملایم  پیانو، ویولنسل، الکتریک و گاه درام و بیس و گیتار. و اوضاع بدتر میشه وقتی sara hannigan هم تو آلبوم ها و سینگل های این بابا می خونه و تکست های اونو می نویسه. این دو تا بد ایرلندی گاهی و تا حدی از موسیقی فولک ایرلندی تأثیر گرفته ن و در کل میشه گفت ریتم آروم و خلسه آوری دارن. خیلی درگیرت نمی کنن و اجازه می دن با فضای اونا تو فکرها و خیالات خودت غرق بشی. این موسیقی بهترین چیز برای تنهاییه. میشه ساعت ها از تنهایی و موسیقی لذت برد.
ظاهرا این آقای رایس با تمام حس نوع دوستی و فعالیت در زمینه صلح و آزادی و بخصوص آزادی رهبر مخالفین حکومت نظامی برمه، یه مقدار بداخلاق تشریف دارن و اخیرا با سارا خانم هم مثل گروه اولش در ایرلند، به هم زدن و جداگانه کار می کنن. به هر حال این دو تا آلبوم (o و 9) و چند تا کنسرت و سینگلی که دادن، اونقدر هست که برای تنوع در تنهایی یه راک باز و لذت بی نقص، کافی باشه.

از بهترین کارهاشون 9crime از آلبوم 9

و I remember از آلبوم 0

از تنهاییتون لذت ببرین

18 پاسخ تا 'damien rice و تنهایی بازیافته ی من'

مشترک دیدگاه‌ها شوید با RSS یا دنبالك تا 'damien rice و تنهایی بازیافته ی من'.

  1. عباس گفت,

    “قوم وحشی” دستت درد نکنه آیدین جان . حالا دیگه ما شدیم قوم وحشی؟ د آخه نامرد یه 4 ساعت که بیشتر خونت نبودیم که.
    اما در مدح تنهایی
    تمام احساسات درونی یه آدم رو تو گفتی دیگه من چی بگم
    از تنهاییت لذت ببر
    من خودم تا الان حدود 24 ساعته نخوابیدم چ.ن کسی خونه نیست و تنهام و دارم از تنهاییم لذت می برم! :-)

    • آيدين گفت,

      نه عباس جان منظورم شما صرفا نبودین. شما که به قول خودت همش 4 ساعت بودین. قوم وحشی هم خاصیتش اینه که بدون این که قصد و غرض داشته باشن تمدن رو نابود می کنن. شما هم در یک تسلسل در این تهاجم به مرزهای من کمک کردین. حالا که همه چی تموم شد. مخلصیم

  2. محمد جواد گفت,

    تنهایی و آلیوم wish you were here پینک فلوید و سیگار، نصف بیشتر زندگی همینه.

  3. farzad گفت,

    سلام رشیدی. خوبی؟ چه سوالی بود من کردم؟ حتمن خوبی دیگر اینجوری نشستی سرحوصله نوشتی و لینک دانلود گذاشتی و عکس پیدا کردی و…
    در مورد سکوت و تنهایی هم اقا بهتر از این دو تا نیست…بی تعارف و به خدا.

    • آيدين گفت,

      به خدا؟ ;) مرسی عزیز دلم. دلم زود به زود برات تنگ میشه.

  4. مانی گفت,

    مرسی از تذکرت . اشتباه مغزی بود در حین تایپ و حواسپرتی در حین ویرایش .
    به هر حال خیلی لطف کردی متذکر شدی .
    به این آدرس سر بزن دارم لینکهاشو فعال می کنم .
    تو رو هم لینک دادم .
    یا علی

  5. مانی گفت,

    آدرس رو یادم رفت!
    http://manigroup.ir/blog/

  6. آلیوشا گفت,

    سلام
    نیچه جایی میگه: “تنهایی برای کسی گریز یک بیمار است برای کسی دیگر گریز از برابر بیماران”
    من پندارم اینه که تنهایی شاید در مورد بعضی از ماها یه ترکیب فازی{fuzzy} ازین دو تا باشه
    البته اگر امروز اصلا بشه مرز بیماری و سلامتی رو فهمید فرق بین abnormal و unnormal
    باور کنید این دغدغه ی منه قصد فاضلانه پرت و پلا گفتن ندارم.
    “زنده” باشید!

  7. عباس گفت,

    آیدین جان توی جوابت 5 جمله بیشتر ننوشتی (البته به جز مخلصیم) اما هر کدوم از این جمله ها اندازه ی یه کتاب لیچار، ذهن و روح آدم رو مورد نوازش قرار میده.
    بیا یک بار دیگه کامنتت رو با هم مرور کنیم . به واژه هایی که که توی «» گذاشتم بیشتر دقت کن:

  8. عباس گفت,

    “…منظورم شما «صرفا» نبودین.” (اینجا از یه طرف خواستی دلداریمون بدی و از طرف دیگه تاکید کردی که در این فاجعه!!! ما هم دخیل بودیم.)
    “…«به قول خودت» همش 4 ساعت بودین.” (با آوردن «به قول خودت» تاکید کردی که حضور 4 ساعته ی ما به نقل از منبع خودمون بوده و ممکنه با واقعیت سازگار نباشه – مثلا بیشتر باشه -)
    “«قوم وحشی» هم خاصیتش اینه که بدون این که قصد و غرض داشته باشن «تمدن» رو «نابود می کنن»” ( اینجا صریحا و نه تلویحا، ما رو قوم وحشی خطاب کردی و خودت رو مظهر تمدن!!!)
    “…در یک تسلسل در این «تهاجم» به «مرزهای من کمک کردین».” (باز هم تاکید بر نقش ما با استفاده از ادبیات نظامی جهت نشان دادن عمق فاجعه و البته تعمیق بیشتر آن)
    “حالا که همه چی تموم شد.” (تاکید بر «وقوع» فاجعه!! با اشاره به اتمامش)
    فقط اون جمله ی تسلا بخش(مطمئن نیستم این واژه رو درست نوشته باشم) آخرت بود که اندکی از آلام نیش قلمت رو تسکین داد و دل دردمند ما رو آروم کرد[چی گفتم پسر!]
    ***
    حالا خالی از شوخی از وقتی که نوشته هات رو خوندم به قلمت حسودیم شده [اونقدرام بد جنس نیستم به خدا!!!!! فقط یه ذره حسودیم شد. زیاد پر رو نشی ها!!]
    یه سری به وبلاگ من بزن خوشحال میشم نظرت رو راجع بهش بدونم
    خیلی مخلصیم
    http://diazpam10.blogfa.com

  9. عباس گفت,

    “…منظورم شما «صرفا» نبودین.” (اینجا از یه طرف خواستی دلداریمون بدی و از طرف دیگه تاکید کردی که در این فاجعه!!! ما هم دخیل بودیم.)
    “…«به قول خودت» همش 4 ساعت بودین.” (با آوردن «به قول خودت» تاکید کردی که حضور 4 ساعته ی ما به نقل از منبع خودمون بوده و ممکنه با واقعیت سازگار نباشه – مثلا بیشتر باشه -)
    “«قوم وحشی» هم خاصیتش اینه که بدون این که قصد و غرض داشته باشن «تمدن» رو «نابود می کنن»” ( اینجا صریحا و نه تلویحا، ما رو قوم وحشی خطاب کردی و خودت رو مظهر تمدن!!!)
    “…در یک تسلسل در این «تهاجم» به «مرزهای من کمک کردین».” (باز هم تاکید بر نقش ما با استفاده از ادبیات نظامی جهت نشان دادن عمق فاجعه و البته تعمیق بیشتر آن)
    “حالا که همه چی تموم شد.” (تاکید بر «وقوع» فاجعه!! با اشاره به اتمامش)
    فقط اون جمله ی تسلا بخش(مطمئن نیستم این واژه رو درست نوشته باشم) آخرت بود که اندکی از آلام نیش قلمت رو تسکین داد و دل دردمند ما رو آروم کرد[چی گفتم پسر!]

    • آيدين گفت,

      تو رو خدا می بینین دور و بر ما رو کیا گرفتن؟ ولی خوشم اومد از شکل نقدت. همه ی اون چیزایی که گفتی درست بود فقط اسن که صریحا شما رو وحشی خطاب کردن اشتباه برداشت شد و منظورم روشن کردن دلیل به کار بردن تمثیل قوم وحشی واسه دوستانم بود.
      منم اگه جای تو بودم و تو اون گرمای جنوب زندگی می کردم و مجبور بودم تمام روز رو تو خونه و پیش بابا مامان باشم، بند می کردم به هر ترک دیوار که می دیدم، چه برسه به جواب کامنت

      • عباس گفت,

        پسر شوخی بود همه ش
        به دل نگیری ها
        به قول خودت تو این گرمایی که شرجی هم بهش اضافه شده و همه رو خونه نشین کرده جز گیر دادن به یه همچین چیزایی چاره ای هم برای آدم میمونه
        راستی یه وبلاگ زدم
        یه سر بزن نظرتو بگو
        خوشحال میشم نشرتو راجع بهش بدونم
        خیلی مخلصیم فعلا

    • محمد جواد گفت,

      آقا عجب کامنتی گذاشت عباس
      دمش گرم، چقدر خندیدم، حالا دیدی دار و دسته ی ما توی …شر گفتن کم نمیاره آیدیدن حان !

  10. عباس گفت,

    حالا خالی از شوخی از وقتی که نوشته هات رو خوندم به قلمت حسودیم شده [اونقدرام بد جنس نیستم به خدا!!!!! فقط یه ذره حسودیم شد. زیاد پر رو نشی ها!!]
    یه سری به وبلاگ من بزن خوشحال میشم نظرت رو راجع بهش بدونم
    خیلی مخلصیم
    http://diazpam10.blogfa.com

  11. bahareh گفت,

    mercii az link ahangatoon …daownload kardam darzemn ahange greem am vase tahnah o dod kardan khobe i

  12. مهتاب گفت,

    سلام آيدين
    دنبال damien rice بودم كه تصادفا رسيدم اينجا.آرهو خيلي عجيب حال مي ده به آدم.دست حاجياني درد نكنه كه تو كوه و كمر هم damien رو باهامون همراه كرد.

    • آيدين گفت,

      دوستان به جای ما. خوب حال کردین ها!


پاسخ دهید