تأملات دودی


همیشه یکی باید اعتراف کند

نوشته شده در ادبیات من در آوردی, بدون دسته بندی با آيدين روی می 17, 2009

این مصیبت ماست انگار، که همیشه میان من و تو، یکی باید قربانی شود.
اصلا چرا باید هنوز دوستت داشته باشم غزال گریز پای هزار داماد؟ و چرا هنوز دوستت دارم؟
بعضی اوقات کسانی در زندگی آدم هستند که هر چه می چرخی و می چرخی باز به آنها می رسی. انگار رهایی از دوست داشتنشان ممکن نیست.

6 نظر تا 'همیشه یکی باید اعتراف کند'

مشترک نظرات شوید با RSS یا دنبالك تا 'همیشه یکی باید اعتراف کند'.

  1. علی گفت,

    1.اولن یکی نه.
    حداقل یکی.

    2.رهایی ممکن نیست، چون روزی آنها را که می گویی بیش از اندازه به درونت راه داده ایی. جون می خواستی(می خواستیم) تنهاییت را با “او” پر کنی.
    …می گویند علاج تنهایی درون خود ماست… اناالحق (و لا انتِ الحق!)

  2. علی گفت,

    بگفتم شمس تبریزی کیی ؟ گفت !
    ” شمایم من شمایم من شمایم “

  3. فمینا گفت,

    خوب ممکنه که قربانی ها مردا باشند اما اگر قربانی یک رابطه زنی باشد بیشتر اسیب می بیند

  4. bib گفت,

    چون خودت دوست داری رها نشی…

  5. farzad گفت,

    اعتراف کار آدمای شجاعه…اگه احمق نباشن.

  6. افسون گفت,

    توای نیلوفرمرداب شناوردرغم دریاچه ای تنها سکوت ازتن هراس ازپیکراین شب به دورانداز رهایی باوردریاست.


يك پاسخ برايش بگذاريد