تأملات دودی


شاهكاري به نام سمفون مردگان (2)

نوشته شده در موسيقي كتاب فيلم با آيدين در نوامبر 11, 2008
Tags: , ,

150137شاهکاری به نام سمفونی مردگان(1)

2-روانشناسي: از چند جنبه مي توان روانشناسي داستان سمفوني مردگان را پي گرفت. مي توان فرويدي نگاه کرد و در پس نوشته ها و بخصوص زماني که شخصيت اول سخن مي گويد به ذهن نويسنده راه يافت و از فاکت هاي رواني معروفي گفت. به خصوص در گفته هاي آيدين و نوع نگاه او به جهان. مي توان گفت اين ذهن پريشان و خسته يک فعال اجتماعي-سياسي ايراني ست که سرکوب شده و به صورت ناله هاي آيدين در مي آيد. و يا روانشناسي شخصيت ها را در پيش گرفت و آنها را به عنوان نماينده هاي رواني جامعه تحليل نمود و از آن به روانشناسي جمعي ايراني پرداخت. براي نمونه فوبياي آيدين نسبت به پدر که در بسياري خانواده هاي ايراني وجود دارد و يا حس تسليم و مازوخيسم زنان ايراني که در قالب آيدا ظاهر مي شود. رابطه ارباب و بنده بين جمشيد و اورهان و بسياري بيماري هاي ديگر که در داستان به آنها اشاره شده و در قالب شخصيت ها به وجود آنها در جامعه اشاره مي شود.
البته نوع ديگري بررسي روانشناسي (سوسوري) نيز موجود است که به متن به عنوان يک کنش زباني توجه مي شود و متن روانشناسي مي شود. نکته جالب توجه در اين رمان اين است که شخصيت پردازي خالي از قضاوت و پيش داوري نويسنده در مورد شخصيت هاست. يعني شخصيت ها دوآليستي و خوب و بد متولد نشده اند. ما در داستان به اورهان هم حق مي دهيم و از پس حرفها و فکرهايش به دلتنگي هايش واقف مي شويم. در واقع اين مطلب مؤکد اين نکته است که شخصيت ها در بستر تاريخي خود گرفتارند و هر کدام از موضع فکري-اجتماعي خود، حق را به خود مي دهند (نسبيت در حق). اما هنگام تقابل و سنتز کهنه و نو، کهنه سرنوشتي جز غرق شدن در شورآبي ندارد.

3- اجتماعي (محتوا): داستان حدود دهه 20 اتفاق مي افتد و اردبيل محل داستان است شهري سرد و برف آلود که آن سال برفي سنگين تر نيز باريده بود. حضور مداوم کلاغ ها در جاي جاي داستان و تيرگي زمستان نشان از فضاي تاريک مسلط بر جامعه ايراني ست که تنها دلمردگي و افسردگي ست.
دوره اي که داستان در آن اتفاق مي افتد زمان تقابل فرهنگ سنتي ايراني ست که تجدد خواهي يک شبه رضاخاني به جانش افتاده اما همچنان مقاومت مي کند. تقابل نسلي جديد که باباگوريو(2)  مي خواند و شعر مي گويد ، از جهان مي پرسد(چرا شبانه روز 24 ساعت است) عاشق دختري ارمني مي شود و به دنبال استقلال هويت خود است، و نسلي که به فکر تخمه و آجيل و چرتکه است، تعصب دارد، دهن بين است، فکر را به صاحبان قدرت (اياز) واگذار مي کند و تنها به فکر املاکش است.
شايد بتوان محتواي مهم اين کتاب را جامعه شناسي ايراني دانست اما بايد دانست که سمفوني مردگان به واسطه شکل توانسته به لايه هايي زيرين تري از جامعه ايراني دست يابد. در توضيح بيشتر بايد گفت اين دو مفهوم (شکل و محتوا) به هيچ وجه از هم جدا نيستند و هر کدام بر ديگري مؤثرند. هگل مي گويد: هر محتواي معين شکل معين خود را تعيين مي کند. اين يعني هر شرايط تاريخي و اجتماعي، زادگاه انواع معيني از شکل هاست که براي بيان آن مناسب است و اگر شکلي بر خلاف اين يگانگي ساخته شود سرنوشتي جز مرگ ندارد. مارکس مي گويد: شکل ارزشي ندارد مگر آنکه شکل محتواي خود باشد. اين جواب مناسبي به فورماليست هاست که شکل و بازيهاي زباني را براي ايجاد هنر کافي مي دانستند و نگاه فرمي به رماني مثل سمفوني مردگان که از لحاظ فرم از شاهکارهاست، نگاهي ناقص و غلط است.  از سويي بايد توجه کنيم که فرم يا شکل نسبت به محتوا کم اثرتر نيست، بلکه شکل نيز در ايجاد جريانات و هدايت محتوا به زمينه هايي که قبلاً از آن غافل بوده، نقش زيادي دارد و در واقع شکل و محتوا از اين رو ارتباطي ديالکتيکي دارند. اين بار به اين معنا که مجموعه آنها در ارتباطي مداوم بر هم و جدايي ناپذيرند.
اين همان اتفاقي ست که در سمفوني مردگان رخ مي دهد. سمفوني مردگان با آيه 26 سوره مائده آغاز مي شود که روايت هابيل و قابيل است و برادرکشي. مفهومي که شايد چهارستون داستان بر آن بنا شده. اين مقدمه کارکرد درآمد سمفوني را دارد و اشاره به زيرساخت اسطوره اي اثر دارد و سبب مي شود تا خواننده در همان ابتداي کتاب متوجه حضور نيرويي در داستان شود که کارکرد اسطوره هاي مذهبي است: ايجاد ابهام و ايمان. اسطوره در ادبيات باستان يک تيپيک است يعني نماينده جمعي انسان است که به گفته مارکس هنوز رابطه اي تنگاتنگ با طبيعت دارد. رابطه اي که در دنياي مدرن کمرنگ و کمرنگ تر مي شود. رديابي اسطوره به اين معنا در سمفوني مردگان دشوار است اما اين ايده را تقويت مي کند که شخصيت هاي داستان نماينده قشرهاي جامعه اند و تقابل آنها تقابلي کلي تر از روابط خانواده است. آيدا نماينده زن سرکوب شده ايراني ست. دختري که با وجود همزاد بودن با آيدين مجبور است گوشه آشپزخانه بپوسد و از ياد برود. آيدين نماينده طبقه روشنفکر طرد شده ايست که انگ ديوانگي را به دوش مي کشد. يوسف نماينده ساده لوحي و خرفتي جامعه ايست که تضاد با تغييرات بزرگ ابتداي قرن 13 از او موجودي وحشتناک مي سازد و چون زائده اي سرطاني حتي از سمپاشي و گرسنگي نمي ميرد و وقتي هم زنده به گور مي شود اين ابهام باقي مي ماند که زنده است. اورهان نماينده خرده بورژوازي وارث سنت هاست که مدام با ازخودبيگانگي درگير است و خلأيي را احساس مي کند اما سرانجام با حل شدن در روابط مسلط بر زندگي اش تنها مي ماند و در ميان گرگ ها محاصره مي شود و … پدر نماينده سنت تغيير ناپذير است که در برخورد با تغيير آن را به کل نابود مي کند (آتش زدن اتاق، کتابها و نوشته هاي آيدين) اگر هم همه به تغيير تن دهند آن را انکار مي کند و خانه را ترک مي کند (عروسي آيدا). کوته فکر و صلب است و همه چيز در مالکيت او خلاصه مي شود. مادر نماينده زن تن داده به سنت است که کارکردش توليد وارث شايسته براي املاک مرد است اما ناخودآگاه آيدين را برتر مي داند، همينطور پدر نيز به اين برتري معترف است . به همين ترتيب و البته ضعيف تر مي توان شخصيت هاي ديگر مثل جمشيد ديلاق، اياز، استاد دلخون، موسيو سورن و … را نيز نماينده زنده جامعه دانست. در پس اين شبه اسطوره ها  لايه لايه جامعه ي در هم تنيده ايراني شکافته مي شود.
بحث در مورد اين کتاب آنقدر زياد است که حقيقتاً آغاز و پاياني براي آن نمي توان در نظر گرفت. هر گوشه و هر جمله اين کتاب بابي ست به بحثي و از اندهزه اين نوشتار خارج. براي مطالعه بيشتر توصيه مي شود کتاب از ازل تا ابد نوشته ي الهام يکتا که توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است، را مطالعه نماييد.

4829-j

2 پاسخ تا 'شاهكاري به نام سمفون مردگان (2)'

مشترک دیدگاه‌ها شوید با RSS یا دنبالك تا 'شاهكاري به نام سمفون مردگان (2)'.

  1. farzad گفت,

    سلام. خوب من که نخوندم که ببینم تو چی میگی؟ اما اینجور که نوشتی انگار واجبه خواندنش. باشه. میخونیم جناب آیدین. امر دیگه؟

  2. آيدين گفت,

    نوکرتم فرزاد جون همین دیگه…


پاسخ دهید