تأملات دودی


optimization و سرمايه داري

نوشته شده در اجتماعي, فلسفه با آيدين در اکتبر 7, 2008

اكثر ما ازمفهوم optimization يا بهينه سازي اطلاع داريم. در تمام علوم مهندسي و تمام تحقيقات و پروژه ها بالاترین هدف مهندسين و محققين بهينه سازي سيستم هاست. يعني آنها روش هاي متعدد و بسياري را امتحان مي كنند و دست به آزمايشات گسترده اي مي زنند، نمونه هاي زيادي مي سازند و عيب هاي آن را برطرف مي كنند و به اين ترتيب مدام به حالت بهينه تري دست مي يابند. حالتی که به ظاهر برای بشریت مفیدتر است و با کاهش هزینه ها و افزایش سود آوری سبب پیشرفت اقتصادی می شود که ما اشتباهاً فکر می کنیم پیشرفت تمدن است. اما مشكلي وجود دارد در یک کلام: هرچه سيستم بهينه تر باشد ميزان تلفات بالاتر است.

شايد جمله بالا مسخره به نظر بيايد ولي احتمالا بعد از توضيحات من متوجه خواهيد شد كه منظور من چيست. قانون تكامل داروين اصول ساده اي دارد: در جهش هاي ژنتيكي كاملا اتفاقي و بي هدف كه در انواع موجودات اتفاق مي افتد تنها يك يا چند جهش معدود در جهتي ست كه به بقاي آن موجود كمك مي كند و براي او سودمند است. مثلا تصور كنيد در يك تيره از گوسفند در موقعيت مكاني معين و به دليلي مثل تشعشع يا عوض شدن عادت غذايي يا هر دليل ديگري 100 تغيير مختلف در بره ها اتفاق مي افتد و يكي از آنها به اين منجر مي شود كه گوسفندي مثلاً با پاهاي كشيده تر متولد شود و از آنجا كه پاهاي كشيده تر منجر به سرعت بيشتر خواهد شد پس اين گوسفند نسبت به خطرات ايمن تر است و احتمال بقاي نسل آن در برابر ديگران بيشتر است و او اين شانس را دارد كه نسل پاهاي كشيده تر را به نسل غالب گوسفندان تبديل كند. بحث ما بر سر داروین نیست. بحث اینجاست که آيا كسي توجه مي كند كه آن 99 گوسفند ديگر چه مي شوند؟ خيلي ساده: قرباني می شوند. قرباني سيستم بهينه سازي طبيعت.

حال جامعه انساني در دوره اي قرار دارد كه در اوج تب بهينه سازي قرار گرفته. اما نه بهینه سازی در جهت انتخاب طبیعی یا بقا و رفاه بشریت. بلکه در جهت منافع اقتصادی. برای روشن تر شدن موضوع باید ببینیم در جریان بهینه سازی چه اتفاقی می افتد. می توان گفت بهينه سازي هميشه كور است. يعني ما خيلي دقيق نمي دانيم كه انتخاب بعدي ما بهينه تر و مطلوب خواهد بود يا نه و صرفاً به سعي و خطا دست مي زنيم و در واقع از روي خطاهاست كه حدس مي زنيم در كدام جهت بايد به تصحيح دست يزنيم كه باز هم هيچ قطعيتي ندارد یعنی ممکن است تغییر در جهت به ظاهر درست، منجر به نابودی سیستم یا عوض شدن فاز آن شود. برای مثال نموداری تناوبی شبه سینوسی مثل شکل زیر را تصور کنید که در یک پریود آن قصد بهینه سازی داشته باشیم. طبیعتا optimum آن جایی ست که مشتق صفر است یعنی کف نمودار و تصور کنید که روی شاخه نزولی آن جلو می رویم تا به optimum برسیم اما اگر سرعت کمی زیاد شود مثل توپی که از یک سمت نمودار رها شود، سرعت زیاد آن منجر به وارد شدن آن به پریود بعدی یعنی حالت پایدار جدیدی می شود که کاملاً مبهم است. اصولاً مدل های بهینه سازی بسیار پیچیده تر و در نتیجه غیرقابل پیش بینی ترند.

پس در این سعی و خطاها، خطاها خیلی بیشترند و به تعداد زيادي قرباني نياز داريم تا به سيستم مورد نظر برسيم. البته واضح است كه ما باز هم دنبال بهينه تر كردن سيستم هاي بهينه خواهيم رفت و طبيعتا براي بهينه تر كردن آنها نياز به سعي و خطاهاي بيشتري ست چرا كه دقت و حساسيت بسيار بالاتر است و در واقع تغييرات مورد نياز براي بهینه سازی اجزاي بسيار كوچكي ست كه پيداكردن روش و رسیدن به آن بسيار مشكل تر است. این میل سیری ناپذیر است چرا که حباب سرمایه داری مدام میل به بزرگ شدن دارد و برای این کار باید همه چیز را بهینه کند.

اما تا زماني كه بهينه سازي شامل ابزار و ماشين آلات است مشكلي نيست و مي توان با افتخار از اين تلاش بشري ياد كرد. حتي موش ها و خرگوش های آزمایشگاهی را هم (بر خلاف ميل باطني) مي توان از اين مبحث جدا كرد. اما مسئله آنجا به وجود مي آيد كه انسان ها مورد بهينه سازي قرار مي گيرند. سيستم سرمايه داري تنها هدفش ازدياد سرمايه و انباشت آن است و تمام اعمال و برنامه های خود را در جهت این هدف تنظیم می کند. این سیستم برای ساختن مهندس و متخصص و بهینه سازی آنها تنها یک راه بلد است. سعی و خطا و قربانی کردن 99 انسان برای بوجود آمدن یک انسان کارا و بهینه سیستم سرمایه داری.

برای مثال در سیستم آموزشی مستقر امروزی، بسیار واضح است که انسان ها را بر حسب توانایی یا علایقشان تربیت نمی کنند. اکثر ما در رشته هایی مشغول تحصیل هستیم که واقعاً متناسب با روحیات و توانایی های ما نیست. اما چون طوری تربیت می شویم که پذیرای تمام آزمایشات بهینه سازی ( تغییر کتب، نظام جدید، سال واحدی، کنکور، رشته های تلفیقی یا تجزیه شده و …) باشیم آن را قبول می کنیم و در این بین دچار بی عدالتی هایی می شویم که نه از عدم توانایی ما، که از بی عدالتی نهفته در ذات سرمایه داری می آید. نتیجه این سیستم احساس افسردگی و بیماری های روانی دیگر است که منجر به تحلیل رفتن بخش مهمی از انسان ها می شود و در بهترین حالت از بسیاری از توانایی های ما صرفنظر می شود، تنها برای ایجاد نسلی کوچک از مهندسین، پزشکان و متخصصین بهینه.

این نهایت برخورد غیر انسانی وماشینی با انسان هاست که مثل داده های بی روح و بی اهمیت، که خوراک نمودارها و تحلیل های آماری می شوند تا نشان دهند سود شرکت مایکوسافت یا توتال بیشتر می شود و این بین چه اهمیتی دارد که عده ای هرچند قابل توجه قربانی شوند. آمار خودکشی و جنایت بالا باشد. متوسط سن انسان پایین باشد یا محیط زیست نابود شود!!

8 پاسخ تا 'optimization و سرمايه داري'

مشترک دیدگاه‌ها شوید با RSS یا دنبالك تا 'optimization و سرمايه داري'.

  1. امین گفت,

    اااااااااااااااااااااااااااااااا چقدر نوشتم. از اونجایی که واقعا حس دوباره خوندن و اصلاحش نیست همینجوری می فرستمش. شرمنده از تمام اشتباهات و خام بودن هاش. :D
    سلام آیدین جان
    اول در مورد خود آزمون و خطا: در این حدی که تو بستش دادی باید بگم خیلی از این پروسه توی ذهن یه آدم با الگوریتم های خوب فکری انجام می شه و هزینه چندانی نداره. بعد از اون هم از اونجایی که بیشترین کسی که نگرانه خرج این آزمون و خطاست سرمایه داری برای همین هم چیزایی مثل نظرسنجی و مسابقه های ارائه طرح و … رو ایجاد کرده تا فقط نتیجه آرمون و خطا رو به دنیای واقعی بیاره. اما علت اینکه این روند دوباره و دوباره تکرار می شه اینه که ما بین تمام اون چیزایی که نمی دونیم محصوریم و هر بار از بین حالاتی که به ذهن می رسه می شه انتخاب کرد (همون کاری که تو هم در مورد نظام اجتماعی انجام میدی). تازه اون نتیجه ای هم که بعدا می فهمیم اشتباه بوده ممکنه بعدا تر بفهمیم درستتر بوده.;)
    بهینه سازی نظام اجتماعی و حرکت و عبور از سلطنت و … و سرمایه داری و انواع سوسیالیستی و … هم شامل همه این متن تو می شه و تضمینی نداره که بهتر باشه (یعنی بعدا شاید بفهمی که بدتر بوده و شاید بعدنتر ….). به طور کلی می خام بگم تا اون جایی از مقاله که از آزمون و خطای انسان در عرصه های مختلف نوشتی این مطلب فقط از اونجایی که سرمایه داری یک نظام حاصل از فکر انسانه شاملش می شه و قضیه اصلا به سرمایه داری بودنش ربطی نداره.
    در واقع جامعه همیشه غالب بر شخصه (کل بر جزء تسلط داره) این جامعه و طبیعت است که آرزوها و میل ها رو در ما می سازه (یه مثال با مزه اینه که توی یه سیستم سلطنتی خیلی ها آرزوی شاه شدن دارند و توی فضای عرفانی، یه عارف بزرگ) و از انجایی که رفتار جامعه و طبیعت اصلا اصلا خطی نیست معمولا به یه راه دیگه می بره (که البته با توجه به پیچیدگی این رفتار استثناها را می شه به شانس یک حالت خاص در یک فضای انتخاب بیشمار نسبت داد). مگر اینکه جامعه ای داشته باشی که بدونه امکانات آیندش چی خواهد بود و آرزوها رو همونطور شکل بده (که به نظر خودمم حرف مسخره ایه ).
    اگر هم جامعه ایده آل قابل دسترسی وجود داشته باشه با توجه به روش آزمون و خطایی که در ذات طبیعته و مخصوصا اون ورژنیش که جامعه شناسا و … استفاده می کنند و خیلی بدتر از روش نصف کردن نیوتن برای پیدا کردن ریشه (که خودش روش رو اعصابی هست)عمل می کنه هیچ وقت به هیچ چی همگرا نیست و اگر هم در این مسیر اتفاقی به جواب برسه به راحتی برای بهبود از روش میگذره
    در مورد این افسردگی و … هم بنابرچیزایی که بالا نوشتم چه جامعه دایم در حال تغییر نظام آموزشی و … باشه چه نه و چه نظام سرمایه داری باشه و چه چیز دیگه چون خطی نیست و ما دوست داریم باشه می تونه به همین نتیجه برسه.
    اتفاقا یکی از خواص نظام سرمایه داری اینه که به آدمها نیاز داره چون به مصرف کننده وابسته است و این مصرف کننده باید توانایی هایی رو داشته باشه تا سرمایه دار را به بالا ببره بنابراین این نظام آینده نگری داره و اگر علمش باز به عنوان نظام بشری اجازه بده به خیلی چیزهای اون بند آخر البته به خاطر خودش اهمیت می ده.

  2. آيدين گفت,

    سلام امین جان. ممنون از نظر خوبت. اما…
    منظور من قسمتی از اون پروسه نیست که تو ذهن متخصصین انجام میشه چون همین قسمت فکری آزمون خطاها هم شامل بهینه سازی میشه و خودش ناشی از بهینه کردن سیستم اجرای Optimization است.
    من هیچ نظام جایگزین و دیگری را به جای سرمایه داری توصیه نمی کنم و قصدم مارکسیست بازی نیست. اما می دونم که انسان برای سرمایه داری جز مصرف کننده و صاحب نیروی کار که در نهایت به انباشت سرمایه خدمت می کنه، نیست. حالا اگه تو دوره برده داری یه غذایی می دادن دست برده ها تا بتونن بیشتر کار کنن و ازدواجشون رو تایید می کردن، شاید هم حمام و خونه هم می ساختن،اما نمی شه گفت که برده نباید ناراضی می بودن و برده داری رو برنمی چیدن.
    تو دوره جدید استثمار هم امکانات رفاهی و تحصیلات و اینترنت و کلی مثلا حقوق انسانی قائل می شن اما ذات استثمار تغییر نکرده و انسان هم در هر دوره با استثمار دوره خودش مبارزه می کنه و اگه بتونه عقب بنشونتش به رفاه و تمدن بالاتر (انسانی تر) می رسه. جامعه ایده آل رو هم فراموش کن. قدمی که رو به جلو ور می داریم مهمه.
    “هر واقعی حقیقی ست و هر حقیقی واقعی” «هگل» (البته با دید هگلیان چپ)

  3. mohammad bagher گفت,

    بی شک مهمتر از همه ی اینها این سبیل توپِ آیدین خودمونه

    در مورد سیستم و بهینه سازی هم چیز خاصی به نظرم نمیرسه
    ما رو چه به اینا

  4. امین گفت,

    بازم سلام
    فقط یه توضیح کوچیک:
    1-من گه بخورم از نظام سرمایه داری و هر کوفت و زهرمار دیگه ساخت این بشر خودخواه احمق به هر شکل ممکنه دفاع کنم.
    2-همه حرف من این بود که شاید (شاید) اگه بیشتر دقت کنیم این عیب هایی که شما شمردی، به نقص علم (تجربی، فلسفی و…) بشر و اینکه همیشه فکر میکنه می دونه ربط داره نه به صرف نظام سرمایه داری یعنی یه جورایی عیب خیلی ریشه ای تر
    3- با پذیرفتن این بالایی و اینکه این بشر احمق … (بخونید فلان فلان شده) متاسفانه باهوشترین (حالا بیا معیار بذار براش!) موجود شناخته شده این دور و بر هستش بقولی هر تغییر جهش گونه از وضع موجود موجب انتقال از یک حالت “تا حدی مورد آزمون قرار گرفته و اصلاح شده توسط زمان” به یک حالت خام و پرعیب تر میشه.

    توضیح: البته این حرفها قرار نیست با حرف های تو در تناقض باشند.

  5. علی . ک . گفت,

    آیدین جون سلام
    خیلی صریح می نویسم و تعارف هم نمی کنم :
    اولا اگر به دنیای جدید غربی متمدن می گیم به دلیل توسعه ی اقتصادی و صنعتی نیست و اگر چه آن هم مهم است و بخشی از ماجراست اما آنجا متمدن است چون حقوق بشر را ساخت و پرداخت و نفی خشونت را به یک شعار و ایده آل بشری تبدیل کرد چون در آنجا دانشمندان و منتقدان اجتماعی در صدرند و ونه در حبس و زندان چون هنر و موسیقی شکوفاست و …
    بدون تکنولوژی هم ممکن است انسان خوشبخت باشد چنانکه در 200 سال پیش ممکن بوده ولی بدون حقوق انسانی و رفاه اقتصادی و شکوفایی هنری و .. ممکن نیست .
    دوما این جمله کاملا مغشوش ایست و یک گزاره ی کلی و یا بهتر بگویم یک شعار سیاسیست “سيستم سرمايه داري تنها هدفش ازدياد سرمايه و انباشت آن است و تمام اعمال و برنامه های خود را در جهت این هدف تنظیم می کند” چرا که
    1) منظور از سیستم سرمایه داری چیست ؟ اقتصاد آزاد ؟ دولت حداقلی ؟ صاحبان سرمایه؟ ثروتمندان؟ صاحبان بنگاهای اقتصادی متوسط و کوچک؟ احزاب مختلف؟ و یا … و یا همه ی اینها
    به جای این گزاره های مبهم و مشوش بهتر است صریح صحبت کنیم که مثلا در نظام سیاسی فاشیستی خود رایی شخص حاکم حرف اول را می زند و بسیاری از سرمایه داران با پیشوا هم دستند
    2) نظام یک انسان نیست که کاری صورت دهد و اصولا یک مفهوم انتزاعی است که غالبا از آن سوء تعبیر شده است . بهترین نمونه اش هم همان نظام اسلامی خودمان است که مفهوم منظور حقیقی از آن حاکمان هستند ولی نام خود را نظام گذاشته اند تا مصلحت حاکمان به نام مصلحت نظام معرفی کنند .
    3) اگر اشتباه نکنم برخی از محدودیت هاو ضعف های ذاتی بشری را به عنوان “ذات سرمایه داری” معرفی کرده ای اگر ممکن است در یک مقاله در مورد این ” ذات” و نیروهای پیش برنده و منشا شکل گیری و مختصات ومولفه هایش توضیحات بیشتری ارایه کن
    4) برای نمونه حرص انسانها به جمع کردن هر چه بیشتر سرمایه را ذات سرمایه داری و معلول آن می دانی . در حالی که میدانیم از 1000 سال پیش هم یک کفش دوز تلاش می کرده جنس بیشتری بفروشد و سود بیشتری بدست بیاورد و در این راه ممکن بوده از رقیب خودش هم بد بگوید و …
    4) اینکه عیب نظام آموزشی موجود از دسیسه های سرمایه داریست و خدعه ای در آن است و… هم تعبیر غلطی است چرا که اولا این روال آموزشی از 1000 سال پیش هم کم و بیش به این شکل موجود بوده و مثلا کسی که پدرش کفاش بوده خودش هم بسا که برخلاف علاقه و استعدادش جذب کفاشی می شده و اینکه کنکور و دانشگاه و واحد و… دسیسه و فریب و استثمار است به نظر من سخن معقولی نیست مگر اینکه بتوانی نشان دهی و روشن کنی چگونه تمام دانشجویان استثمار شده اند و همه در خدمت سرمایه داریند و همه اینها با یک هدف موزیانه از سوی کسانی طرح و دنبال شده است اما دانشجویان و فارغ التحصیلان عقل ندارند و حالیشان نیست .
    5) من فکر می کنم که می توان جمله تو را اینگونه بازسازی کرد در نظام سرمایه داری هدف افزایش بیشتر ثروت سرمایه داران است و سرمایه داران تمام اعمال و برنامه های خود را در جهت این هدف تنظیم می کنند و همه چیز را در دست دارند که این هم سخن ناحقی است

  6. آيدين گفت,

    سلام علی جان.
    اولاً با بند اول نظرت کاملاً موافقم اما نمی دونم مگه من اینا رو نفی کرده بودم در ضمن اگه دنیای غرب به این چیزا رسیده نه به خاطر سرمایه داری و لیبرالیسمش که دقیقاً به خاطر مبارزات سوسیالیست ها و چپ ها بوده و البته در این مورد قبلاً با هم خیلی بحث کردیم و تو هم اینو قبول داری.
    خوشبختی مسئله ای کاملاً نسبیه. تو چطور می تونی بگی آدمی که 200 سال پیش تو معادن ذغال سنگ انگلستان روزی 18 ساعت کار می کرد تا قوت لایموت بگیره خوشبخت بوده یا قبل تر در قرون وسطا. شاید منظورت در جوامع کمون اولیه باشه که مسئله ش کاملاً متفاوته.
    منظور از سرمایه داری یک سیستمه و تو که مهندس مملکتی می دونی که سیستم یعنی چی. درسته که سیستم شعور و احساس نداره، اما قانون داره و رفتارش قابل انتظاره و از این جهت تجربه پذیر هم هست. پس وقتی می گم سیستم سرمایه داری این کارو کرده یا اون کارو می کنه یعنی نتایج اجرای این سیستم و تسلط این طرز فکر در جامعه لیبرالی به اینها منجر می شه. این سیستم تنها برای یک هدف جهت گیری می کنه اون هم ازدیاد سرمایه ست. این مسئله هم ذاتی انسان نیست. نمونه های زیادی از کتب جامعه شناسی باستان موجوده مثل کتاب مورگان و تحقیقات زیادی در این مورد شده که ارجاعت می دم به کتاب “منشاء خانواده و مالکیت خصوصی” نوشته انگلس. مثلا در این کتاب به شما اثبات می شه که حرص ازدیاد سرمایه از میانه زندگی بشر بر روی زمین وارد اجتماع او شد. قضیه هم برای خیلی قبل تر از 1000 سال پیشه.
    من فکر کنم تو بیشتر از اینکه نوشته ی منو بخونی از پیش فرض هات در مورد مارکسیسم برای نقدت استفاده کردی چون من از خدعه و استثمار حرفی نزدم. بلکه گفته ام که دانشجویان قربانیان این سیستم اند یعنی در این سیستم انسان به خاطر انسان بودن و به خاطر توانایی ها و ویژگی های منحصر به فردش ارزش مند نیست بلکه برای این زنده است که آموزش های مورد نظر سیستم را ببیند و مطابق خواست سیستم کار کند و اگر در این راه موفق نبود خدا به فریادش برسد.

  7. سیاوش گفت,

    کمتر پیش میاد مطلبی رو تا آخر بخونم .
    نظری هم واقعن ندارم . اما با نظر محمد باقر کاملن موافقم . :)

  8. mohammad گفت,

    bavar nakon
    vali tamame Webeto Chek kardam
    Xeyli Qable inke bedunam mineveshti
    chand taii ham be delam chasbid
    ta;rif konam, Por roo mishi
    huzuri miGam


پاسخ دهید