تأملات دودی


تاوان (atonement)

نوشته شده در موسيقي كتاب فيلم با آيدين در می 10, 2008

Atonement در یک کلام فیلمی استثنایی، با ساختی فوق العاده. بسیار لذت بخش است وقتی کارگردان جدیدی به نام “جو رایت” را شناختم که لذت کامل یک فیلم را به من چشاند. فیلمی که از فیلمنامه آن بگذریم که در بیان روابط پیچیده انسانی و بخصوص عشق موفقیت ویژه ای یافته. با اینکه به ظاهر خیلی عادی و سریع موضوع را مطرح می کند اما واقعیتی انکار ناپذیر و شاید از دیدی زننده با مضمون شهوت را به صورت بیننده می کوبد.
با اینهمه قدرت این فیلم را در استفاده عالی کارگردان از نور در فیلم می بینم. نامه ای که از سوی “روبی” به “سیسیلیا” به دست “براینی” سپرده می شود و در لحظه ای که نامه داده می شود به طرزی استثنایی می درخشد. پرتو آفتابی که کاملا واقعی روی نامه منعکس می شود و مکثی معنی دار روی این صحنه. کمی بعد وقتی براینی وارد تاریکی اتاق می شود و روبی و خواهرش را در حال عشق بازی می بیند باریکه ی نوری رو ی صورت او میریزد. روبی وقتی در جبهه شمال فرانسه به سمت نیروهای خودی برمی گردد کلاه را برمی دارد و وقتی سر را به بالا می گیرد تصویر روشن می شود و وقتی پایین می آورد دوباره هوای ابری فرانسه نور طبیعی را برمی گرداند. و بسیاری جاهای دیگر این نکته را اثبات می کند که نور القای حسی را در این فیلم به اوج می رساند.
نقطه قوت دیگر این فیلم استفاده عالی و معنی دار از موسیقی ست. استفاده از صدای ماشین تایپ در قسمت هایی که مسبب ماجرای اصلی فیلم را استفاده از ماشین تایپ برای نوشتن نامه مذکور القا می کند و در پایان فیلم مشخص می شود که این صدا نشانه ای از آن است که این ماجرا در حال نوشته شدن است و به عنوان آخرین رمان براینی تالیس به پایان می رسد. همچنین ترکیب این صدا با صداهایی مثل ضربه های اعتراض آمیز چتر مادر روبی بر روی ماشین پلیس و ادامه آن با موسیقی متن هیچ نقطه خالی از احساسی برای بیننده باقی نمی گذارد.
همچنین استفاده از فلاش بک های کوتاه متمادی در نیمه ی اول فیلم که دیده های نصفه نیمه ی براینی را به شکل واقعی روایت می کند و به زمان اصلی برمی گردد و درآمیختن خیال و واقعیت در نیمه دوم آن همواره بیننده را مشتاق و منتظر با فیلم پیش می برد و سرانجام غافلگیری انتهای فیلم با دانستن پایان واقعی و تلخ فیلم بیننده را میخکوب می کند.
اینجاست که تفاوت جشنواره ای مثل کن با جشنواره ی صرفا پرآوازه ی اسکار مشخص می شود. دیدن این فیلمِ واقعا خوش ساخت را به شدت توصیه می کنم.

یک پاسخ تا 'تاوان (atonement)'

مشترک دیدگاه‌ها شوید با RSS یا دنبالك تا 'تاوان (atonement)'.

  1. mohammad گفت,

    سلام آیدین
    خوبی؟

    پست نسیم رو خوندم. فکر نمی کردم بخواهی چیزی بنویسی… وگرنه زودتر سر می زدم…

    این فیلم رو هم هنوز ندیدم. اگه اینجوریه که می گی بیار ببینم. خیلی وقته فیلم ندیدم.

    در مورد زبان هم… اصلن منظورم ادبیات نبود. نفس زبان بود. فوکو و چامسکی وقتی در مورد زبان حرف می زنند، از مثال ها و مصداق ها می شود فهمید که همیشه زبانی باسمه ای و یا به طرز غریبی غیر عادی را در نظر دارند. جمله های من در آوردی. فوکو ولی حالش بهتر است.
    با این حال سیر تطور زبان در تاریخ (در زمانی) و حال امروزی (مجه هم زمانی) زبان به نظر من به شکل منهدم کننده ای دچار دایلماست و این جز ذات زبان است. دال هایی لرزان که ما به آنها بندیم. دال های لرزان.


پاسخ دهید