نمی خواستم در مورد نسیم چیزی بنویسم. خودم رو محِق نمی دونستم. اما امروز … یه چیز:
نسیم رفت. به فاصله “برداشتن یا برنداشتن چند قدم” اما من می گم تقصیر اون چند متر نیست که هیچ وقت طی نشد. تقصیر اون خواب هم نیست که به جای اینکه جدی بگیردش باید با خمیازه ی دوم فراموشش می کرد. تقصیر وحید هم نیست. تقصیر امامزاده هم نیست با اون سنگ سبز مسخره ش و دم و تشکیلات دیگه ش. تقصیر شهرداری هم نیست که باید اونجا پل عابرپیاده می زد. حتی تقصیر ایران خودرو هم نیست که با ترمزهای قراضه ی این پیکان پیزوریش بند کرده به حلقوم ما و هی قربانی می گیره. اصلا تقصیر ماست که اینقدر از رفتن نسیم ناراحتیم و دنبال مقصر می گردیم.
کاش بیشتر می شناختمت نسیم! تو که راحت شدی، شعرهات و غمت موند واسه دور و بریات.
~ با آيدين در می 5, 2008.
دوباره سلام
این ترانه ها که تو وبلاگ هستش آیدین مال گذشته هاس ولی در کل باهات موافقم.دنبال فضاهای جدید تو ترانه م(همون چیزی که امروزه همه می خوان تو کاراشون داشته باشن).همین رو بدون که بسیار بسیار بسیار از نقد ونظر دوستان ترانه سرا،آهنگسار و بقیه دوستان خوش ذوق واهل ترانه استفاده می کنم .بازم ممنون از یادآوریت.فوت خانم مقصودی رم تسلیت می گم.موفق و سربلند باشی